ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
برگزاری مراسم اعتکاف در کانون پنج تن آل عبای یاسوکند بیجار
برگزاری مراسم اعتکاف در کانون پنج تن آل عبای یاسوکند بیجار
مدیر مسئول کانون فرهنگی هنری پنج تن آل عبای حسن آباد یاسوکند بیجار از برگزاری مراسم اعتکاف به مدت سه روز در این کانون خبر داد.
سجاد عزیز پور، مدیر مسئول کانون فرهنگی هنری پنج تن آل عبای حسن آباد یاسوکند بیجار با بیان مطلب فوق گفت: برگزاری مراسم اعتکاف فرصتی طلایی برای رهایی از پیچ و خم های مادی دنیوی و حک کردن نور و رحمت الهی در دل و روح و بهره مند شدن از ارزش های معنوی است.
وی از برگزاری مراسم اعتکاف در کانون پنج تن آل عبا خبر داد و افزود: مراسم معنوی اعتکاف از سیزدهم رجب به مدت سه روز و با حضور اعضای کانون در مسجد جامع حسن آباد برگزار می شود.
مدیر مسئول کانون فرهنگی هنری پنج تن آل عبای حسن آباد یاسوکند بیجار بر حضور پرشور جوانان در مراسم معنوی اعتکاف تاکید کرد و اظهار داشت: جوانان و نوجوانان باید با حضور خود در این مراسم معنوی بیشترین بهره را از این فرصت به وجود آمده، ببرند.
این مقام مسئول تصریح کرد: برنامههای اعتکاف باید به گونهای باشد که معتکف با قرآن انس پیدا کند و از عبادات فردی و اجتماعی لذت برده و اگر توفیق توبه پیدا کرد، آن را به راحتی از دست نداده و خود را با گناه آلوده نکند.
عزیزپور خاطرنشان کرد: همچنین مراسم جشن و سرور به مناسبت میلاد با سعادت حضرت علی(ع) و با حضور اقشار مختلف مردم و اعضای کانون در مسجد جامع حسن آباد یاسوکند بیجار برگزار می شود.
دشمنان ملت بزرگ بیجار گروس را بشناسید.
دشمنان ملت بزرگ بیجار گروس را بشناسید.

خانواده های بازداشت شدگان تهدید به خودسوزی کرده اند!
خانواده های بازداشت شدگان تهدید به خودسوزی کرده اند!

نکته: دولت کودتا٬ ایران را به سمت و سوی جنگ داخلی سوق میدهد! در صورت بروز چنین فاجعه ای قطعاْ کشتار مهاجرین فارس در آذربایجان بزرگ آغاز خواهد شد. دولت احمقی نژاد ناچار به آزادی بازداشت شدگان٬ یا قبول وضعیتی بدتر از سیستان و بلوچستان درآذربایجان است!
در پی اعلام تمدید قرار بازداشت دستگیرشدگان اخیر در آذربایجان جمعی از خانواده های آنان ضمن تجمع در ساختمان دادگستری تبریز و اعلام اعتراض شدید نسبت به این امر، در مورد عواقب این تصمیم به نیروهای امنیتی هشدار دادند.
به گزارش سانا از تبریز حاضرین که از زمان بازداشت بسیاری از عزیزان آنها بیش از سه ماه می گذرد تاکید نمودند در صورت ادامه ی این روند و عدم آزادی دستگیرشدگان، در میدان اصلی شهر اقدام به خودسوزی خواهند نمود.گفتنی است این خانواده ها پیش از این طی بیانیه ای از آغاز اعتصاب خود در روز شنبه ی هفته ی گذشته خبر داده بودند و نیروهای امنیتی در تلاش برای ممانعت از این امر، ضمن حضور در محل اعتصاب از آزادی دستگیرشدگان تا هفته ی آتی خبر دادند. اما در کمال تعجب به جای آزادی آنها، قاضی حملبر از تمدید قرار بازداشت تمامیشان برای دو ماه دیگر و باز شدن پرونده ی جدید برای آنان خبر داده است.
میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک

میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفرصادق
(ع) بر همه مسلمین مبارک باد .

فرخنده میلاد شمع جمع آفرینش حضرت محمد مصطفی و گرامی فرزندش حضرت امام جعفر صادق علیهما السلام مبارک باد

میلاد محمد (ص) دیباچه زرین کتاب حقیقت بود و عنوان صحیفه رسالت .
ربیع الاول ، بهار سالهای نیکو و پربار و نورانی تجلی خداوند در زمین بود.
محمد (ص) زاده شد تا جهل و جور بمیرد .
پای به عرصه گیتی نهاد تا جاهلیت را از صحنه زندگی ها بگریزاند .
چشم به جهان گشود تا چشم جهان را به روی فروغ وحی بگشاید .









معجزه ریاضی قرآن
"بسم ا... الرحمن الرحیم"
گرداوری : فرهود سلامی
معجزه ریاضی قرآن
جمله ”بسم الله الرحمن الرحیم“ 19 حرف است، و در آیه 74:30 سوره مدثر آمده است که نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند
“و هر کس که بگوید قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی میکند که 19 فرشته نگهبان آن هستند”.
ما میدانیم که عدد 19 عدد اول ( prime number ) است. عدد اول عددی است که فقط بر خودش و بر یک قابل تقسیم باشد.
آقای کورش جم نشان که در زمان حاضر در تهران زندگی میکند با یک ماشین حساب کوچک به نتیجهای رسید که شما میتوانید آن را امتحان کنید. او شماره هر سوره را با تعداد آیات آن بصورت زیر جمع کرد:
جمع | تعداد آیه | شماره سوره | |||
زوج | 8 | = | 7 | + | 1 |
زوج | 288 | = | 286 | + | 2 |
فرد | 203 | = | 200 | + | 3 |
زوج | 180 | = | 176 | + | 4 |
فرد | 125 | = | 120 | + | 5 |
... | ... | ... | ... | ||
... | ... | ... | ... | ||
زوج | 118 | = | 5 | + | 113 |
زوج | 120 | = | 6 | + | 114 |
جمع زوج ها | جمع فردها | جمع آیه ها | جمع سوره ها | ||
6236 | 6555 | 6236 | 6555 |
قابل توجه است که تعداد زوجها 57 عدد و فردها نیز به همان تعداد یعنی 57 عدد میباشد که این خود به تنهائی یک معجزه است.
اما معجزه دیگر اینست که اگر حاصل جمعهای زوج را با هم جمع کنیم 6236 بدست می آید که مساوی است با تعداد کل آیههای قرآن.
و معجزه دیگر اینکه اگر حاصل جمعهای فرد را با هم جمع کنیم 6555 بدست میاید که مساوی است با جمع کل شماره سورههای قرآن.
و معجزه دیگر اینکه اگر رقمهای 6555 را با رقمهای 6236 جمع کنیم، عدد 38 بدست میآید که خود ضریب 19 دارد:
2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)
همانطور که تعداد سورههای قرآن ضریب 19 دارد: 6 X 19 = 114
لطفا توجه کنید که
اگر تعداد آیههای قرآن حتی یکعدد کمتر یا زیاد تر بود و یا فقط جای یکی از سوره ها در ترتیب قرار گرفتن انها با سوره دیگری عوض می شد دیگر چنین روابطی وجود داشت،
و این نظم حیرت انگیزی و اعجاز امیزی که در بین تعداد آیات قرآن و ترتیب سورهها برقرار است ، نشان می دهد که قرآن نمیتواند ساخته فکرانسان باشد.
آقای عبدالله اریک متوجه شدند که :
در چهار کلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحیم“ ، 18 رابطه ریاضی وجود دارد.
و یک رابطه دیگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم 19 رابطه میشود.
که با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (که در قدیم به آن ابجد میگفتند) به آن رسید.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان میدهد که بترتیب از یک تا هزار بترتیب زیر شماره گذاری شده:
ارزشهای عددی حروف ابجد
ا = 1 | ک = 20 | ق = 100 |
ب = 2 | ل = 30 | ر = 200 |
ج = 3 | م = 40 | ش = 300 |
د = 4 | ن = 50 | ت = 400 |
ه = 5 | س = 60 | ث = 500 |
و = 6 | ع = 70 | خ = 600 |
ز = 7 | ف = 80 | ذ = 700 |
ح = 8 | ص = 90 | ض = 800 |
ط = 9 | ظ = 900 | |
ی = 10 | غ =1000 |
لازم به تذکر است که این ارزشهای عددی حروف الفبای عربی مانند ارزشهای عددی حروف لاتین (Roman Numerals) قرنهاست که مورد استفاده بوده است.
19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و ارزشهای ابجدی مربوطه:
شماره حرف | عربی | ارزش ابجدی | بسم |
1 | ب | 2 |
|
2 | س | 60 |
|
3 | م | 40 |
|
4 | ا | 1 | الله |
5 | ل | 30 |
|
6 | ل | 30 |
|
7 | ه | 5 |
|
8 | ا | 1 | الرحمن |
9 | ل | 30 |
|
10 | ر | 200 |
|
11 | ح | 8 |
|
12 | م | 40 |
|
13 | ن | 50 |
|
14 | ا | 1 | الرحیم |
15 | ل | 30 |
|
16 | ر | 200 |
|
17 | ح | 8 |
|
18 | ی | 10 |
|
19 | م | 40 |
|
معجزه ریاضی ”بسم الله الرحمن الرحیم“
چهار کلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحیم ) چنان با یکدیگر، بنابر یک سیستم ریاضی متشکل گردیده است که با دانش و احساس بشری غیر قابل انجام میباشد. این سیستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی این حروف بدست میاید که اطلاعات مورد نیاز برای شرح آن بطور خلاصه در زیر نشان داده شده است.
چهار کلمه ”بسم الله الرحمن الرحیم“ شماره حروف عربی هر کلمه و ارزشهای ابجدی آنها:
شماره کلمات | تعداد حروف | ارزشهای ابجدی | جمع ارزشها |
1 ب س م | 3 | 2/60/40 | 102 |
2 ا ل ل ه | 4 | 1/30/30/5 | 66 |
3 ا ل رح م ن | 6 | 1/30/200/8/40/ 50 | 329 |
4 ا ل ر ح ی م | 6 | 1/30/200/8/10/ 40 | 289 |
جمع 19 | جمع ارزشها 786 |
1- بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است.
2- اگر شماره ترتیب هر کلمه را بنویسیم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنویسیم
عدد 13243646 بدست میاید که قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتیب هر کلمه برای تشخیص بهتر قرمز نوشته شده):
19 X 19 X 36686 = 13243646
3- اگر ترتیب کلمات را با شماره آن از آخر بنویسیم باز ضریب 19 دارد:
46362413 = 19 X 2440127
4- اگر بجای تعداد حروف هر کلمه جمع ارزش ابجدی آن را پس از شماره ترتیب آن بگذاریم باز قابل قسمت به 19 است:
110226633294289 = 19 X 5801401752331
5- اگر ارزش ابجدی هر حرف را پس از شماره ترتیب کلمه بگذاریم، باز قابل قسمت به 19 است:
1260402130305313020084050413020081040 =
19 X 6633695412659542210 9686863843162160
6- اگر پس از شماره ترتیب هر کلمه حاصل جمع تعداد حروف هر کلمه را با مجموع ارزشهای ابجدی آن کلمه بگذاریم
باز ضریب 19 دارد. یعنی:
110527033354295 = 19 X 5817212281805
(3 + 102 = 105), (4 + 66 = 70), (6 + 329 = 335), (6 + 289 = 295)
7ـ اگر پس از شماره ترتیب هر کلمه تعداد حروف هر کلمه را به اضافه مجموع حروف کلمات قبل از آن بگذاریم باز ضریب 19 دارد
1327313419 = 19 X 69858601
(0 + 3 = 3), (3 + 4 = 7), (3 + 4 + 6 = 13), (3 + 4 + 6 + 6 = 19)
8- اگر پس از شماره ترتیب هر کلمه حاصل جمع ارزش ابجدی هر کلمه را باضافه مجموع ارزشهای ابجدی قبل از آن بگذاریم
باز ضریب 19 دارد یعنی:
1102216834974786 = 19 X 58011412367094
چون
(102 + 66 + 329 + 289 = 786), (102 + 66 + 329 = 497), (102 + 66 = 168)
میباشد.
9- اگر ارزش ابجدی هر حرف از 19 حرف (بسم الله الرحمن الرحیم) را قبل از شماره ترتیب آن حرف بگذاریم
( عدد 62 رقمی بدست میاید) باز ضریب 19 دارد یعنی:
21602403 1430530657 183092001081140125013 11430152001681710184019 = 19 X 113696858647 ...)
زیر اعداد مربوط به هر یک از چهار کلمه )بسم الله الرحمن الرحیم( خط کشیده شده است. این خط کشی برای درک نکات بعد مفید میباشد.
10- اگر شماره ترتیب هر کلمه (4 و 3 و 2 و1) را در آخر هر عددی که زیر آن خط کشیده شده است اضافه کنیم
عدد جدیدی بدست میآید (عدد 66 رقمی) که باز هم ضریب 19 دارد.
216024031 14305306572 1830920010811401250 133 1143015200168171018 40194 = 19 X 113696855849 …)
11- اگر پس از هر کلمه بجای شماره ترتیب (1 و2 و 3 و 4) مجموع ارزشهای ابجدی هر کلمه (102 و 66 و 329 و 289) را بگذاریم،
یک عدد 73 رقمی بدست خواهد آمد که باز هم ضریب 19 دارد.
216024031021430530657661830920010811401250 133291143015200168171018 4019289 = 19 X 111369685843 …)
12- در این مرحله ارزشهای ابجدی هر کلمه 102 و 66 و 329 و 289 را در ابتدای هر کلمه میگذاریم، باز هم عدد 73 رقمی جدیدی بوجود میآید که ضریبی از 19 است.
102216024036614305306573291830920010811401250 132891143015200168171018 4019 = 19 X 5379790738 …)
13- برای هرکلمه (بسم الله الرحمن الرحیم) نکات زیر را مینویسیم:
1- تعداد حروف هرکلمه، مثلاً کلمه " بسم " از 3 حرف تشکیل شده (برای تشخیص برنگ قرمز نوشته شده).
2- جمع ارزش ابجدی هر کلمه، مثلاً کلمه " بسم " جمع ارزش حروف آن 102 میباشد.
3- ارزش ابجدی هر حرف در هر کلمه، مثلاً کلمه " بسم " از حروف (ب، س، م) تشکیل گردیده
که ارزش هر حرف به ترتیب ( 2 و 60 و 40 ) میباشد.
اگر پس از تعداد حروف هر کلمه جمع ارزش ابجدی هر کلمه و بعد ارزش ابجدی هر حرف آن کلمه را بگذاریم
یک عدد 48 رقمی بوجود میآید که باز ضریب 19 دارد.
310226040466130305632913020084050628913020081040 = 19 X 1632768634 …)
14- در این مرحله پس از تعداد حروف هر کلمه ارزش هر حرف آن کلمه و بعد جمع ارزش حروف آن را مینویسم
که این بار هم عدد 48 رقمی بدست می آید که باز هم ضریبی از 19 میباشد.
326040102413030566613020084050329613020081040289 = 19 X 1716000539 …)
15- اگر شماره ترتیب حروف هرکلمه را با شماره ترتیب حروف کلمههای بعد جمع کنیم
عددی 12 رقمی بدست میآید که باز هم ضریبی از 19 میباشد.
123 + 4567 + 8910111213 + 141516171819 = 150426287722 = 19 X 7917173038
16- اگر شماره ترتیب هر کلمه را پس از شماره ترتیب حروف هر کلمه بگذاریم عدد 23 رقمی بدست میآید
که باز هم ضریبی از 19 میباشد
123145672891011121331415161718194 = 19 X 648135120479 …)
17- اگر تعداد کلمات "بسم الله الرحمن الرحیم" (4) را اول بنویسیم و تعداد حروف (19) آن را بعد از آن بنویسم
و بعد حاصل جمع ارزش ابجدی (786) آن را بنویسیم عدد 6 رقمی بوجود میاید که ضریبی از 19 میباشد.
(برای تشخیص زیر آن اعداد خط کشیده شده است).
4 19 786 = 19 X 22094
18- اگر رقم های رابطه 17 را برعکس بنویسیم ضریب 19 خواهد داشت.
36206 x 19 = 4 91 687
19- اگر شماره آیه )بسم الله الرحمن الرحیم( که اولین آیه قرآن است بنویسیم و بعد تعداد حروف آن (19) را بنویسم
و بعد تعداد حروف هر کلمه را بنویسیم باز ضریبی از 19 میباشد.
174 X 19 X 19 X 19 = 3466 19 1
باید توجه داشت که هر یکی از این رقمها اگر بخواهد درست سر جای خود قرار گیرد احتمال آن یک به 10 میباشد.
چون احتمال بین صفر تا 9 را دارد.
برای مثال: در شماره 4 عدد 102 شامل رقم های 1 و 0 و 2 می باشد و عدد 66 شامل رقم های 6 و 6 می باشد
و عدد 329 شامل رقم های 3 و 2 و 9 می باشد و عدد 289 شامل رقم های 2 و 8 و 9 می باشد، لذا امکان
درست کردن آن یک میلیون میلیاردیم یعنی ( 10 به توان 15 - ) یعنی 1000000000000000 / 1 می باشد.
اگر چهار کلمه ای که در "بسم الله الرحمن الرحیم" وجود دارد برای اینکه ارقامش مطابق حساب ابجد 19 بار قابل تقسیم به 19 باشد،
امکان آن 19 بار 19 / 1 ضرب در 19 / 1 است.
یعنی 3758997345754595819 3355601 / 1
حال با توجه باینکه حتی در این زمان و با وجود ابر کامپیوتر ها نیز نمیتوان چهار کلمه پیدا کرد که ما بین ارزش عددی آنها اینهمه روابط ریاضی وجود داشته باشد ( چون بیشتر این روابط در قالب 1?2?3?4? = 19 X … می باشد یعنی بجای علامت سؤال پس از شماره ترتیب باید عدد خاص آن چهار کلمه وجود داشته باشد) ،
آیا میتوان تصور کرد که این روابط ریاضی تصادفی است ؟
اگر اینطور فکر کنید خیلی بی انصافی کردهاید و خواستهاید با کمال بی انصافی این حقیقت بزرگ را انکار کنید که :
قرآن کلام خدا است و نه تنها کار محمد (ص) و تمام مردم آن زمان نیست
و اما بیاییم با علم آمارواحتمالات ، احتمال وقوع چنین تصادفی را محاسبه کنیم:
مطابق محاسبهای که با کامپیوتر شده، احتمال مرحله 2، برابر یک در 189753 میباشد
و احتمال مرحله 2 و 4، کمتر از یک در 36 میلیارد میباشد
و احتمال مرحله 2 و 4 و 5، کمتر از یک در 6.832 کاترلیون میباشد.
در نتیجه احتمال تصادفی بودن این 19 رابطه تقریباً صفر یعنی محال است.
اندکی فکر کنید و منصفانه قضاوت کنید که آیا محاسبه این روابط کار مردم 14 قرن پیش عربستان است؟ چه رسد به یک شخص.
آیا این روابط نشان دهنده یک وجود بسیار بسیار بسیار بسیار..... دانا و حسابگر که خدا باشد نیست و پیامبری محمد (ص) و الهی بودن قرآن را نشان نمیدهد؟
چند معجزه ریاضی دیگر
کلمه اسم 19 بار در قرآن آمده است
· کلمه (الله) بدون حساب الله که در ”بسم الله الرحمن الرحیم“ اول سورهها است، 2698 بار یعنی 19 X 142بار آمده است.
· کلمه (الرحمن) که یکی از صفات انحصاری خدا است، 57 بار یعنی 19 X 3 بار
· و کلمه (رحیم) بتعداد114 بار یعنی19 X 6 بار بعنوان صفت خداوند آمده است
(نکته :کلمه رحیم در سوره توبه 9:128 در مورد صفت پیغمبر اسلام (ص) ذکر شده است، نه بعنوان صفت خداوند).
· سوره علق : 19 سوره مانده به آخر قرآن یعنی سوره 96 قرآن است
·5 آیه اول سوره علق ( اولین آیاتی است که به پیغمبر (ص) نازل شده) : 19 کلمه دارد و 76 حرف است یعنی19 X 4 = 76
· سوره علق: 19 آیه و 285 حرف یعنی 19 X 15 حرف دارد.
· سوره ناس) آخرین سوره قرآن : (سوره 114 است و 6 آیه دارد یعنی 19 X 6 = 114
· سوره نصر) سوره 110 قرآن که بقولی آخرین سورهای است که بر پیغمبر(ص) نازل شده :( 19 کلمه دارد و آیه اول آن 19 حرف دارد.
· 9 آیه اول سوره قلم )سوره 68 قرآن که دومین آیاتی است که به پیغمبر (ص) نازل شده: ( 38 کلمه دارد که مساوی 19 X 2 میباشد.
· 10 آیه اول سوره مزمل )سوره 73 قرآن، سومین آیاتی است که بر پیغمبر (ص) نازل شده( : 57 کلمه دارد یعنی57 = 19 X 3
در بین حروف مقطعه قرآن ، حدود 200 رابطه ریاضی معجزه گونه وجود دارد که ذیلا برخی را ذکر می کنیم :
· حرف ”ق“ در سوره ق (سوره 50) و در سوره شوری (سوره 42) که در حروف مقطعه اول این دو سوره ذکر شده 57، بار تکرار شده است یعنی 19 X 3
· حرف ”ن“ در سوره قلم (سوره 68) 133 بار آمده است یعنی 133 = 19 X 7
· حروف ”ی“ و ”س“ در سوره یس ( سوره 36) 285 بار آمده است یعنی: 285 = 19 X 15
· حرف ”ص“ در سوره اعراف (سوره 7) 97 بار و در سوره مریم (سوره 19) 26 بار
و در سوره ”ص“ (سوره 38) 29 بار آمده که جمع آن در سه سوره (152 = 97+ 26 + 29) می باشد
یعنی: 152 = 19 X 8
در قرآن هفت سوره پیاپی (سوره های 40 تا 46) وجود دارد که با حم "ح" و "م" شروع میشود.
این سورهها با هم روابط ریاضی عجیبی دارند که نامی جز معجزه بر آنها نمیتوان گذاشت.
· اگر تعداد ”ح“ و ”م“ این هفت سوره را جمع کنید عدد 2147 میشود که مساوی است با 19 X 113
و اگر ”ح“ های این هفت سوره را جدا و ”م“ های آنها را جدا جمع کنید و بعد رقمهای بدست آمده را باهم جمع کنید
درست همان عدد 113 بدست میاید.
منظور از رقمها عدد نیست مثلاً رقمهای عدد 380، (3) و (8) و (0)، و رقمهای عدد 64 ، (6) و (4) میباشد.
· در این هفت سوره تعداد ”ح“ و ”م“ بترتیب
· در سوره مؤمن یا غافر (سوره 40) ، 64 و 380،
· در سوره فصلت (سوره 41)، 48 و 276،
· در سوره شوری (سوره 42) ، 53 و 300
· در سوره زخرف (سوره 43) ، 44 و 324
· در سوره دخان (سوره 44) ، 16 و 150
· در سوره جاثیه (سوره 45) ، 31 و 200
· در سوره احقاف (سوره 46) 36 و 225 میباشد.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 2147 = 19 X 113
حالا اگر رقمهای این اعداد را با هم جمع کنیم:
6+4+3+8+0+4+ 8+2+7+6+5+ 3+3+0+0+4+ 4+3+2+4+1+ 6+1+5+0+3+ 1+2+0+0+3+ 6+2+2+5 = 113
می بینیم حاصل جمع این رقمها درست 113 یعنی مساوی خارج قسمت 2147 به 19 است.
· حالا اگر همین کار را با سه سوره اول (سوره 40 و 41 و 42) بکنیم باز
می بینیم حاصل جمع ”ح“ و ”م“ های این سورهها را اگر به 19 تقسیم کنیم مساوی حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ این سه سوره میشود.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 = 1121 = 19 X 59
6+4+3+8+0+4+ 8+2+7+6+5+ 3+3+0+0 = 59
· حال اگر 4 سوره بعد یعنی سورههای 43 و 44 و 45 و 46 را مورد امتحان قرار دهیم باز همین رابطه بدست می آید.
44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 1026 = 19 X 54
4+4+3+2+4+1+ 6+1+5+0+3+ 1+2+0+0+3+ 6+2+2+5 = 54
· حال اگر ”ح“ و ”م“ سه سوره 41 و 42 و 43 را با هم جمع کنیم 1045 میشود
که اگر آنرا تقسیم به 19 کنیم عدد 55 بدست میاید که با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 = 1045 = 19 X 55
4+8+2+7+6+5+ 3+3+0+0+4+ 4+3+2+4 = 55
· حال اگر ”ح“ و ”م“ چهار سوره 44 و 45 و 46 و 41 را با هم جمع کنیم عدد 1102 بدست میاید
که خارج قمست آن به 19 عدد 58 بدست میاید که با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
16 +150 + 31 + 200 + 36 + 225 + 64 + 380 = 1102 = 19 X 58
1+6+1+5+0+3+ 1+2+0+0+3+ 6+2+2+5+6+ 4+3+8+0 = 58
حالا شما سعی کنید با کامپیوتر 14 رقم دیگر پیدا کنید که چنین خاصیتی داشته باشند.
حالا فکر کنید که اگر بخواهید هفت مقاله بنویسید که ”ح“ها و ”م“ های آن چنین خاصیتی داشته باشند.
چه زمانی باید صرف کرد؟
حالا فکر کنید اگر کسی بخواهد بطور عادی هفت سخنرانی بکند که چنین روابطی در آن وجود داشته باشد، امکان دارد یا نه؟
با توجه به اینکه خداوند در آیه 29:48 سوره عنکبوت به پیغمبر (ص) میفرماید:
" تو قبلاً کتابی نخوانده بودی و با دستت چیزی ننوشته بودی
چون در آن حال کسانی که در صدد باطل ساختن رسالت تو هستند شک میکردند"
یعنی پیغمبر سواد خواندن و نوشتن نداشت.
شما سعی کنید با کامپیوتر 14 رقم دیگر پیدا کنید که چنین حالتی داشته باشد تا بدانید قرآن نمیتوانسته کار پیغمبر بیسواد 14 قرن پیش باشد.
بلکه تمام مردم آن زمان هم نمیتوانستهاند چنین کاری بکنند
و بیائید واقعاً سعی کنید چهار کلمه مثل (بسم الله الرحمن الرحیم) بسازید که 19 رابطه ریاضی در آن باشد.
یا حتی سه رابطه ریاضی از لحاظ حروف ابجد در آن باشد.
البته توجه داشته باشید در آن زمان چرتکه هم وجود نداشته، چه رسد به ماشین حساب و کامپیوتر.
آری قرآن واقعاً کلام خدا است،
آن را با دقت هر چه بیشتر بخوانید و در آیات آن اندیشه و فکر کنید تا راه درست زندگی را پیدا کنید.
به کتاب Beyond probability نوشته آقای عبدالله اریک مراجعه کنید.
مربی آلمانی - اصلیت آذربایجانی - ایرانی تبار
مربی آلمانی - اصلیت آذربایجانی - ایرانی تبار
"شفق" در سرزمین ژرمنها
خبرگزاری دانشجویان ایران - تبریز
سرویس: ورزشی - فوتبال
مدیر عامل باشگاه تراکتورسازی تبریز گفت: یک مربی آلمانی که اصلیت آذربایجانی داشته و ایرانی تبار است به کادر فنی تیم فوتبال این باشگاه اضافه می شود. ناصر شفق در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان شرقی، از ذکر نام این مربی خودداری کرد و افزود: وی در کنار فراز کمالوند و حسین خطیبی به عنوان تمرین دهنده برای آماده سازی بازیکنان و نیز برنامه ریزی تیمی در خدمت باشگاه خواهد بود. به گفته وی، این مربی هم اکنون عضو فدراسیون فوتبال آلمان است و بالاترین مدارج مربیگری در اروپا را نیز داراست.
شفق اظهار کرد: برای مذاکرات نهایی با این مربی به زودی سفری به کشور آلمان خواهم داشت. مدیرعامل تراکتورسازی اضافه کرد: علاوه بر این مربی از این پس "نادر باقری" نیز به عنوان مربی دروازه بانان در خدمت بازیکنان تیم تراکتورسازی خواهد بود. وی با اعلام اینکه تمرینات اصلی تیم فوتبال تراکتورسازی از روز سه شنبه آغاز خواهد شد، گفت: در این تمرینات 40 بازیکن حضور خواهند داشت که همگی باید در تست فنی باشگاه حاضر شوند چرا که ما قصد نداریم چیزی را به قضا و قدر بسپاریم و در پایان فصل از این منظر ضربه بخوریم. شفق با بیان اینکه تمرینات غیررسمی تیم از هفته گذشته آغاز شده است، اضافه کرد: در این تمرینات حدود 17 بازیکن که همگی بومی هستند حضور داشتند که قصد داریم به این جمع شش بازیکن نیز از اقصی نقاط و شهرهای مختلف آذربایجان اضافه کنیم.
مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت منتشر کرد :

|
مقایسه اقتصاد ایران با 9 کشور مطرح شده در سند چشم انداز مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در مطالعه ای به بررسی مقایسه ای اقتصاد ایران نسبت به کشورهای مطرح در چشم انداز 20 ساله پرداخته است. |
|
ادامه مطلب ...
آیا شرکت پیمانکاری بیر٬ کمر همت در نابودی میراث فرهنگی ما بسته؟!


حال به شکل زیر نگاه کنید!



تورک یازیمی٬ فارس ایملاسی بویوندوروغوندان قورتولمالیدیر
SÖZÜMÜZ YAZIMI (ORTOQRAFİSİ)
تورکولوژی وئبلاقیندان-Türkoloji Veblaqından
http://turkoloji- iran.blogspot. com/
مئهران باهارلی – MEHRAN BAHARLI
یازیلما ایلایگونو: ١٠ - کؤچ آیی (مای) - ٢٠٠٤ – تویوق ایلی
ایلک گؤزدن گئچیرمه: ٢٠٠٥ – ایت ایلی
ایکینجی گؤزدن گئچیرمه: ٢٠٠٧ – سیچان ایلی
YAZILMA İLAYGÜNÜ: KÖÇ AYI, 2004, TOYUQ İLİ
İLK GÖZDƏN GEÇİRMƏ: 2005, İT İLİ
İKİNCİ GÖZDƏN GEÇİRMƏ: 2007, SİÇAN İLİ
تورک یازیمی٬ فارس ایملاسی بویوندوروغوندان قورتولمالیدیر
سون ایللرده ایراندا تورکجه اورتوقرافیسینین اؤلچوتله شدیریلمه سی (ایستانداردلاشدیریلماسی) یولوندا بؤیوک ایره لیله مه لره تانیق اولماقداییق. بونونلا بئله٬ الده ائدیله ن اؤ لچوتون (ایستانداردین) دوراقلامادان گؤزدن گئچیریلیب یئنیله نمه سی و وارسا یئته رسیزلیکلرینین بوتونله نمه سی؛ اسکیکسیز٬ توتارلی و چاغداش بیر یازی سیستئمینین اولوشماسی اوچون گره کلیدیر.
سؤزوموز وئبلاقلار دیزیسی هؤرون آراسیندا (اینتئرنئتده)٬ ایران´ین باشاباشیندا یاشایان تورک بودونو (خالقی)، دیلی و اویقارلیغینا اوداقلانمیش ایلک و ان گئنیش اوخونان وئبلاقلاردان بیریدیر. بو وئبلاقلار دیزیسینده ایشلهدیله ن اورتوقرافیک قوراللار، گنه ل جیزقیسی ایله، بیرینجی و ایکیجی اورتوقرافی سئمینارلارینین منیمسه دیکلری قرارلار دوغرولتوسوندادیر. بونا رغمن٬ سؤزوموز و هؤرون آراسی (اینتئرنئت) اورتامیندا الده ائتدیییمیز دئنئییملر (تجروبه لر)، ایکی اورتوقرافی سئمینارینین تابلادیغی (قبول ائتدییی) عرب کؤکه نلی تورک الیفباسیندا وار اولان چلیشکی، چاتیشمازلیق، یئته رسیزلیک، بلیرسیزلیک و اسکیکلیکلری گئده رمک اوچون، بیر سیرا دوزه لیشلر یاپیلماسینین گره کلی و قاچینیلماز اولدوغونو اورتایا چیخارمیشدیر.
یاپدیغیمیز بو دوزه لیشلرده "منطیقلیلیک"، "ساده لیک"، "فونئتیکلیک" و "ایستیثناسی آز اولان ایچ اویوملو، توتارلی و بیرجه یازیم سیستئمی اولوشدورما" کیمی ایلکه لر (اصللر) اساس آلینمیشدیر. اؤته یاندان قازاندیغیمیز دئنئییملر (تجروبه لر)٬ عرب کؤکه نلی تورک اورتوقرافیسینده ایکی اورتوقرافی سئمینارینین اؤنه ردییی "تاریخیلیک"٬ "منشانی گؤسته رمه٬ "کلمه لرین فارسجا و عربجه ده کی ایلکین یازیلیش بیچیملرینی قوروما" کیمی قایغیلارین گؤز اؤنونده توتولماسینین٬ عملده تکجه تورک فونئتییینی پوزدوغو و دیلیمیزی فارس دیلی نورملارینا تابئع ائتدییی ساوینی دوغرولامیش و بو ندنله ده بونلارین اساس آلینمامالاری گره کدییینی گؤسته رمیشدیر.
آشاغیدا سؤزوموز´ده ایشله دیله ن بیرسیرا (بعضی) دوزه لیش – قوراللارین (قایدالارین) ان اؤنه ملیلری – تکجه ایکینجی اورتوقرافی سئمیناریندا (٢٠٠١) منیمسه نه ن الیفبادان فرقلی اولانلار- سونولموشدور.
بو یازیدا ایراندا ایشله دیله ن تورکجه نین بوتون لهجه لرینده کی سسلی و سسسیز فونئملری تمثیل ائده ن حرفلر آشاغیداکی کیمی تابلانمیشدیر (قبول ائدیلمیشدیر):
| سسلیلر ٩ سانی (عدد) و آپوستروف | |||
|---|---|---|---|
| A | آ - ا | E | ائ - ئ |
| I | اێ - ێ | İ | ای - ى |
| O | اوْ - وْ | Ö | اؤ - ؤ |
| U | اۇ - ۇ | Ü | اۆ - ۆ |
| (آپوستروف) ‘ | ´ | (Ə - (É | ا - ه |
| سسسیزلر ٢٥ سانی (عدد) | |||
|---|---|---|---|
| ب - B | پ - P | ت (ط) - T | ج - C |
| چ - Ç | خ - X | د - D | ر - R |
| ز (ذ٬ ظ٬ ض) - Z | ژ - J | س (ث٬ ص) - S | ش - Ş |
| غ - Ğ | ق - Q | ف - F | ک - K |
| ک - Ķ | گ - G | ل - L | م - M |
| ن - N | نگ (ڭ) - Ñ | ه (ح) - H | و - V |
| ی - Y | - | - | - |
١- "صفت-موصوف"، "مضاف- مضاف الیه" کسره سی
تورکجه یازیمیندا٬ فارسجا و عربجه قایناقلی "صفت-موصوف" و "مضاف-مضاف الیه" کیمی سؤز بیرله شمه لری (بادِ صبا) تک بیر لئکسیک بیریم (واحید) اولاراق تابلانمامالی (قبول ائدیلمه مه لی) و بونلارداکی کسره سسی، یازیدا سؤیله ندییی کیمی، "ای-i" یا دا "یی-yi" بیچیمینده (شکلینده) گؤسته ریلمه لیدیر. سسین ایلک کلمه یه سونرادان علاوه اولدوغونو بللی ائتمک و وورقولاماق اوچون، تورکییه لاتین الیفباسیندا اولدوغو کیمی، ایلک کلمه ایله آراسینا بیر " - " ایشارتی قویولابیله ر: (باد-ی صبا)
فارسجادا "صفت-موصوف" و "مضاف-مضاف الیه" کیمی سؤز بیرله شمه لرینده، ایلک کلمه نین سونونا بیر کسره ( ِ ) آرتیریلیر (بادِ صبا). یازی اوخونارکن و دانیشیق دیلینده سؤیله نه ن بو کسره سسی، گنه لده (عومومن) یازیلماز. تورکجه یه گیرمیش بئله فارسجا قایناقلی "صفت-موصوف" سؤز بیرله شمه لرینده کی کسره، اوخوناندا "ای-i" یا دا "یی-yi" اولاراق سؤیله نیر (بادی صبا، نویدی آزربایجان، آوایی اردبیل شکلینده). تورکییه لاتین الیفباسیندا٬ "ای-i" سسی وئره ن فارسجا سؤز بیرله شمه لرینده کی بو کسره، ایلک کلمه نین سونونا "–ی" ایشاره سی آرتیریلاراق گؤسته ریلیر (باد-ی صبا). قوزئی آزربایجان لاتین الیفباسیندا ایسه بو "ای" سسی٬ یازیدا ایلک کلمه یه یاپیشدیریلیب و اوندان سونرا بیر " – " ایشارتی آرتیریلاراق ایکی کلمه بیر بیرینه بیتیشیک یازیلیر (بادی-صبا).
اورتوقرافی سئمیناریندا منیمسه نه ن قورال، قوزئی آزربایجان́دا ایشله دیله ن بو قایدادان اسینله نمیشدیر. بو قورالا گؤره٬ فارس قایناقلی سؤز بیرله شمه لرینده "ای-i" سسی وئرهن کسره، فونئتیک اولاراق گؤسته ریلمیر. اونون یئرینه ایکی کلمه٬ آرالارینا آرتیریلان بیر "– " ایله بیر بیرینه بیتیشیک (باد-صبا) شکیلده یازیلیب و (بادی صبا) اولاراق اوخونور.
بیزجه قوزئی آزربایجان́داکی یؤنته م (مئتود) - "باد-صبا" یازیب "بادی صبا" اوخوماق یانلیشدیر. اوچرا (چونکو) تورکجه ده بو کسره نه تک یوخ اولمور٬ بلکه "ای-i" یا دا "یی-yi"ه دؤنوشه ره ک سؤیله نیر. وار اولان و سؤیله نه ن بیر سسین یازارکن گؤسته ریلمه مه سی، الیفبانین توتارلی و فونئتیک اولماسی ایلکه سینه (پیرینسیبینه) ترسدیر. آیریجا ایکی کلمه نی بیر بیرینه یاپیشدیرماق، گؤرک (ائستئتیک) باخیمیندان دا سورونلودور. بو سورون اؤزه للیکله سؤز بیرله شمه نین ایکیدن آرتیق کلمه دن اولوشدوغو واختلار، مثلن "پنبه-داغ-جونون، تاریخ-آل-عثمان" سؤز بیرله شمه لرینده اولدوغو کیمی، اؤزونو داها دا گؤرکسوز و قاباریق بیچیمده گؤسته ریر.
اؤرنه کلر: باد-ی صبا (باد-صبا، بادی صبا، بادی-صبا، باد صبا، بادِ صبا یئرینه)، زولف-ی پریشان، چشم-ی گیریان، سیما-یی شمس، باده-یی ناب، پنبه-یی داغ-ی جونون (پنبه ی-داغ-جنون یئرینه)، ناله-یی بولبول، شاه-ی مردان، تاریخ-ی آل-ی عوثمان٬ سو-ی قصد (سوء-قصد یئرینه)٬ غئیر-ی مومکون (غیر-مومکون یئرینه)٬ ضیدد-ی اینقیلاب (ضید-اینقیلاب یئرینه)٬ نوقطه-یی نظر٬ برگ-ی گول٬ ترجومه-یی حال٬ غئیر-ی عادی
٢- "و" باغلاییجیسی
"و" باغلاییجیسینین کؤمه یی ایله یاپیلان سؤز بیرله شمه لرینین ("درد وَ غم") تورکجه یازیمیندا فونئتیک بیچیمده یازیلابیلمه لری اوچون، بو "و"٬ ایلک کلمه نین سونونا اکله نمه لیدیر:
عرب الیفبالی تورکجه یازیلارداکی "و" حرفی٬ تکجه "و-v" سسی وئریر. دیلیمیزه گیره ن فارسجا "درد وَ غم" کیمی سؤز بیرله شمه لرینده کی "و" ایسه، "اوْ-o"٬ "اوُ-u" و یا "اۆ-ü" (دردوْ غم)، یا دا "ووْ-o"٬ "ووُ-u" و یا "وۆ-ü" (ناله ووْ غم) اولاراق سؤیله نیر. تورکجه ده "درد و غم" یازیب، "دردوْ غم dərdoqəm" و "ناله و غم" یازیب، "ناله ووُ غم naləvuqəm" اوخوماق تک سیستئملیلیک و توتارلی فونئتیک سیستئمه قارشیدیر. بو ترکیبین تورکجه ده سؤیله ندیییی کیمی اوخونابیلمه سی اوچون "و"؛ آرالی اولاراق "اوْ-o، اوُ-u" ویا "ووْ-o، ووُ-u" شکلینده یازیلمالی (درد اوْ غم) یا دا آرالیقسیز ایلک کلمه نین سونونا علاوه ائدیلمه لیدیر (دردوْ غم). بئله "و"لرین کؤک کلمه یه عایید اولمادیغینی وورقولاماق اوچونسه، ایلک کلمه ایله آرالارینا بیر " - " ایشارتی قویولابیله ر.
اؤرنه کلر: درد-وْ غم (درد و غم یئرینه)، گشت-وْ گوذار (گشت و گوذار یئرینه)، ناله-ووْ افغان (ناله و افغان یئرینه)
٣- دوغمالاشمامیش آلینما سؤزجوکلر
دوغمالاشمامیش عرب و فارس قایناقلی آلینما کلمه لرده کی سسسیز سؤزجوکلر اصلینده اولدوغو کیمی قورونمالیدیر؛
اؤرنه کلر: رحمت٬ طییاره٬ ضرر٬ صلوات٬ ظاهیر، باطین، ثابیت
باشقا یابانجی دیللردن آلینما کلمه لرده کی سسسیز حرفلر (اونسوزلر، صامیتلر)، تورکجه قارشیلیقلاری ایله یازیلمالیدیر؛
اؤرنه کلر: کاغاز (کاغذ یئرینه)
سسلیلرین هامیسی (اونلولر، صاییتلر)٬ کلمه نین آلیندیغی دیل نه اولورسا اولسون، بوتونویله و ایستیثناسیز تورکجه فونئتییینه اویغون بیچیمده کلمه یه آرتیریلمالیدیر.
اؤرنه کلر: شئعر، قئید، تئلئفون، پوست، سیستئم، اینتئرنئت، اىمئیل، مورفئم، قوروپ، قورآن (قران یئرینه)٬ مئترو، کولوب (کلوب یئرینه)
٤- دوغمالاشمیش آلینما سؤزجوکلر
دوغمالاشمیش آلینما سؤزجوکلرده "ض، ظ، ذ، ط، ح، ث، ص" سسسیزلری بوتونویله (تمامی) ایله و ایستیثناسیز تورکجه قارشیلیقلاری ایله ده ییشدیریلمه لیدیر. "ض، ظ، ذ" یئرینه "ز"؛ "ط" یئرینه "ت؛ "ح" یئرینه "ه"؛ "ث، ص" یئرینه "س" یازیلمالیدیر.
کلمه ده گؤسته ریلمه یه ن سسلی وار ایسه، آرتیریلاراق (علاوه ائدیله ره ک) و یوزده یوز فونئتیک بیچیمده (شکیلده) یازیلمالیدیر:
اؤرنه کلر: تاماه (طمع یئرینه)، ساهات (ساعت یئرینه)، ماتاه (متاع یئرینه)، فهله (فعله یئرینه)٬ ساباه (صباح یئرینه)٬ هله (حالا یئرینه)
٥- شخص و یئر آدلاری
باشقا دیللردن آلینمیش دوغمالاشمایان آدلاردا٬ سسسیزلر اولدوغو کیمی قورونمالیدیر.
اؤرنه کلر: ارسطو٬ تهمورث٬ منصور٬ عوثمان، ضححاک
تورکجه کؤکه نلی آدلاردا٬ سسسیزلر تورکجه قارشیلیقلاری ایله یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: آسلان (اصلان یئرینه)٬ توغرول (طغرل یئرینه)٬ ترلان (طرلان یئرینه)٬ آسلی (اصلی یئرینه)، آزربایجان (آذربایجان یئرینه)
شخص و یئر آدلاری٬ دوغمالاشیب دوغمالاشمادیقلارینا باخمادان، ایستیثناسیز فونئتیک بیچیمده (شکیلده) و سسلیلر آرتیریلاراق یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: لئیلا (لیلی یئرینه)، ریضا (رضا یئرینه)٬ ایسماعیل، محممد، عابباس، نادیر (نادر یئرینه)٬ زئینب، جورج، پیتئر٬ ستتارخان٬ حئیدرخان٬ رئنه دئکارت (رنه دکارت یئرینه)٬ علییئف (علییف یئرینه)٬ کوبرا (کبری یئرینه)، ترکه ن (ترکان یئرینه)، منگی بئردی (منکبرنی یئرینه)، سوبک تیگین (سبکتکین یئرینه)
٦- کسره ( ِ )
تورکجه یازیلاردا، توتارلی بیر سیستئم اولاراق، کلمه نین آلینما و یا تورکجه اولوب اولمادیغینا باخماقسیزین٬ حرکه ایشارتلرینین هئچ بیرینه یئر وئریلمه مه لیدیر.
تورکجه یازیلاردا هئچ بیر بیچیمده (شکیلده) کسره حرکه سی ایشله دیلمه مه لی، اونون قارشیلادیغی سس – ایسته ر تورکجه، ایسته ر یابانجی کؤکلو- کلمه نین باشلانغیجیندا "ائ"، اورتا و سونوندا ایسه "ئ" شکلینده یازیلمالیدیر. بونلارا شخص و جوغرافی آدلار دا داخیلدیر:
اؤرنه کلر: ائی!، عئشق، عئلم، حوسئین، غئیر، ائحسان، ائعتیبار، ائعتیماد، حئساب، ائعتیراض، سئحر، مئهریبان، قزئت، مئتود، تابئع٬ قئید٬ رئنه دئکارت (رنه دکارت یئرینه)٬ حئیدر علییئف (حیدر علییف یئرینه)٬ تئهران (تهران یئرینه)٬ مئکزیک (مکزیک یئرینه)٬ تئرمینال
کسره نین ”ئ" بیچیمینده یازیلماسینا اؤزه للیکله آوروپا قایناقلی سؤزجوکلرده ایریم (دیققت) ائدیلمه لیدیر:
اؤرنه کلر: تئلئکس، ائنئرژی، رئداکسییون، فونئتیک، تئلئفون، تئلئویزییون، سئمینار، ائپیدئمی، ائتنیک، سئپتامبر، تئست٬ ائلئمئنت٬ تئکنولوژی٬ کاراکتئر٬ مئتر
٧- ضممه ( ُ )
تورکجه یازیلاردا هئچ بیر بیچیمده (شکیلده) ضممه حرکه سی ایشله دیلمه مه لی، اونون قارشیلادیغی سس – ایسته ر تورکجه، ایسته ر یابانجی کؤکلو- کلمه نین باشلانغیجیندا "اوْ"، اورتا و سونوندا ایسه "وْ" بیچیمینده (شکلینده) یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: دوْکتور (دکتر یئرینه)٬ دئموْکراسی (دمکراسی یئرینه)، اوْجاق (اجاق یئرینه)٬ پوْست (پست یئرینه)٬ کوْمیسیون (کمیسیون یئرینه)
٨- فتحه ( َ )
فتحه سسی، تورکجه ده فونئتیک بیر سیستئم یاراتمانین قاباغینداکی ان بؤیوک سورونو اولوشدورور. بو سس کلمه باشیندا "ا" (ال)٬ کلمه سونوندا گنه لده (عومومن) "ه" (دده)٬ همزه یئرینده "ا" (مبدا) ایله گؤسته ریلیب، کلمه اورتاسیندا ایسه چوخ واخت گؤسته ریلمیر.
تورکجه یازیلاردا فتحه حرکه سی هئچ بیر بیچیمده (شکیلده) ایشله دیلمه مه لیدیر. فتحه سسی ایسه آشاغیدا آچیقلاندیغی تکین گؤسته ریلمه لیدیر:
الف- کلمه باشینداکی فتحه¬لر:
فتحه سسی کلمه باشیندا٬ اوندان سونرا گله ن سس "ی" و "و" دئییلسه٬ "ا" ایله گؤسته ریلمه لیدیر: "ال"٬ "ار"٬ "ارمیش"، "اکبر"
ب- کلمه نین ایلک هیججاسینداکی فتحه لر:
کلمه نین ایلک هیججاسینداکی فتحه لر٬ اوندان سونرا گله ن سس "ی" و "و" دئییلسه٬ گؤسته ریلمه ز.
اؤرنه کلر: -من (مه ن یئرینه)، سن (سه ن یئرینه)٬ درنه ک (ده رنک یئرینه)٬ سرگی (سه رگی یئرینه)٬ مملکت (مه ملکت یئرینه)٬ ممه (مه مه یئرینه)
پ- کلمه نین ایلک هیججاسیندا "ی"دن اؤنجه گله¬ن فتحه لر:
کلمه نین ایلک هیججاسیندا و یا باشیندا٬ "ی"دن اؤنجه گله ن فتحه لر٬ اوخونما قاریشیقلیغی یارانماسین دییه٬ -ه و یا –اه بیچیمینده گؤسته ریلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: -اه یری (ایری یئرینه)، اه یله ش (ایلش یئرینه)٬ اه یله نجه (ایله نجه یئرینه)، اه یمک (ایمک یئرینه)٬ اه ییرمک (ایریمک یئرینه)٬ اه ییتمک (اییتمک یئرینه)٬ اه یالت (ایالت یئرینه)، به یه نمک (بینمک یئرینه)٬ ده یمک (دیمک یئرینه)، به ی (بی یئرینه)٬ ده یه ری (دیری یئرینه)٬ ده یمه (دیمه یئرینه)٬ به یلیک (بیلیک یئرینه)، سه ییرتمک (سییرتمک یئرینه)٬ ده ییرمان (دییرمان یئرینه)، گه ییرمک (گییرمک یئرینه)٬ ده ییل (دییل یئرینه)٬ ده ییشمک (دییشمک یئرینه)٬ هه یه (هیه یئرینه)، اه یه ر (ایر٬ اگر یئرینه)٬ مه یه ر (میر٬ مگر یئرینه)، ته یه ر (تیر٬ تگر یئرینه)، حه یه ط (حیط یئرینه)
ت- کلمه نین ایلک هیججاسیندا "و"دن اؤنجه گله ن فتحه لر:
کلمه نین ایلک هیججاسیندا و یا باشیندا٬ (و اورتا یا سونوندا) "و"دن اؤنجه گله ن فتحه لر٬ اوخونما قاریشیقلیغی یارانماسین دییه٬ -ه و یا –اه بیچیمینده گؤسته ریلمه لیدیر:
ده وه (دوه یئرینه)، گه وشه مک (گوشه مک یئرینه)، اه وول (اول یئرینه)، گه وشه ک (گوشک یئرینه)، گؤره و (گؤرو یئرینه)، شه ووال (شوال یئرینه)
ج- کلمه سونونداکی فتحه لر:
فتحه سسی کلمه سونوندا ایسه٬ "ه" ایله گؤسته ریلمه لیدیر: " ده وه"٬ "یئکه"٬ "بیرجه"٬ "منه"٬ "دده"، "بووه"
چ- همزه یئرینده اولان فتحه لر:
فتحه سسی وئره ن کلمه نین اورتاسی ویا سونونداکی همزه لر٬ "ا" ایله گؤسته ریلمه لیدیر: "هئیات" (هئیت یئرینه)، "مبدا"، "منشا"
خ- تورکجه اکلرین سونونداکی فتحه لر:
کلمه نی اولوشدوران مورفئملر و تورکجه اکلرین سونونداکی بوتون فتحه لر اورکه ن (همیشه) "ه " ایله گؤسته ریلمه لیدیر: (-مه٬ -له)
ر- فتحه لی اکلرین باشقا اک و سؤزجوکلرله بیرله شمه سی:
سونو "ه"لی اولان اکلردن سونرا باشقا بیر اک داها گله نده٬ اورتایا چیخان نئچه اک بیرله شمه سینده ده بو فتحه لی اک٬ اؤزوندن سونرا گله ن اکه بیتیشیک٬ آنجاق (آمما) اوندان آیری یازیلمالی و حذف ائدیلمه مه لیدیر. باشقا بیر دئییشله فتحه دن سونراکی بؤلوم موستقیل بیر سون اک ایسه٬ بو فتحه "ه" ایله گؤسته ریلمه لیدیر ("مه لی" اکینده٬ فتحه دن سونرا گله ن ”لی" موستقیل بیر اک اولدوغو اوچون٬ بو ترکیبین "ملی" بیچیمینده یازیلماسی یانلیشدیر).
بو یؤنته م٬ اؤزه للیکله تورکجه ایله یئنیجه تانیشان اوشاقلار و گنجلرین٬ باشلیجا اکلر اوزه رینه قورولموش اولان دیلیمیزین قیرامئرینی اؤیره نمه لری آچیسیندان سون درجه یارارلی و اؤنه ملیدیر.
اؤرنه کلر: -مه لی (ملی یئرینه)، ترله مک (ترلمک یئرینه)٬ بیلمه یه ن (بیلمین یئرینه)، گوجله ندیره ن (گوجلندیرن یئرینه)٬ دئمه سه یدی (دئمه سیدی یئرینه)
"-ش"٬ "-ن"٬ "-ت"٬ "-ک" تکین صیفیر هیجالی (بیر هیجادان آز اولان) مورفئملر و "-م"٬ "-ن"٬ "-سی"٬ "-لری" کیمی منسوبییت اکلریندن اؤنجه کی فتحه¬لر٬ اؤزلریندن قاباقکی مورفئمله تک مورفولوژیک بیریم (واحید) ساییلمامالی و یوخاریداکی قورالا (قایدایا) اویغون اولاراق آیریجا یازیلمالیدیرلار:
اؤرنه کلر: -له شمه=له+ش+مه (لشمه یئرینه)، -له نمه=له+ن+مه (لنمه یئرینه)، -له تمه=له+ت+مه (لتمه یئرینه)، ایزله نیر (ایزلنیر یئرینه)٬ دده م٬ ننه م٬ چنه سی٬ تپه لر٬ وظیفه ن، ایسته ک (ایستک یئرینه)
فتحه دن سونراکی بؤلوم موستقیل بیر سون اک دئییلسه٬ بو فتحه سسی گؤسته ریلمه مه لیدیر: "دن"٬ "مک"٬ "لر" اکلرینی "ده ن"٬ "مه ک" و "له ر" شکلینده گؤسته رمک یالنیشدیر. اوچرا (چونکو) "مک" ایکی موستقیل "مه" و "ک"٬ "دن" ایکی موستقیل "ده" و "ن"٬ "لر" ایکی موستقیل "له" و "ر" اکلریندن اولوشموش بیر سون اک بیرله شمه سی دئییلدیرلر.
اؤرنه کلر: گلمه لی (گلملی یئرینه)٬ گوجله نه ن (گوجلنن یئرینه)٬ یئرله شمه (یئرلشمه یئرینه)، گولمه ییمیز (گولمگیمیز یئرینه)، دئسه ک (دئسک یئرینه)، ایشله تمک (ایشلتمک یئرینه)، ایشله تمه ز (ایشلتمز یئرینه)، سؤیله نیلیر (سؤیلنیلیر یئرینه)، گلمه لی (گلملی یئرینه)، شیکایتله نه ن (شیکایتلنن یئرینه)، یئنیله شمه (یئنیلشمه یئرینه)، یئنیله مه (یئنیلمه یئرینه)، بیرله شمک (بیرلشمک یئرینه)، ایزله نمک (ایزلنمک یئرینه)
چ- تورکجه اکلرین باشینداکی فتحه لر:
تورکجه اکلرین باشینداکی فتحه لر٬ همیشه "-ه" ایله یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: -ه ر (-ر یئرینه)٬ -ه ن (-ن یئرینه)٬ -ه ل (-ل یئرینه) –ه م (-م یئرینه) ٬ -ه ج (-ج یئرینه), -ه ک (-ک یئرینه)٬ -ه جک (-جک یئرینه)٬ -ه ره ک (-رک یئرینه)٬ -ه ری (-ری یئرینه)٬ -ه رگه (-رگه یئرینه)٬ -ه نک (-نک یئرینه)
بو اکلرین فتحه لری٬ کلمه سونونا علاوه ائدیلدییینده ده یازیلیب و آیریجا گؤسته ریلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: اؤزه ل٬ گئده ن٬ ایچه م٬ گئده ر (گئدر یئرینه)، گله ن٬ سوره ج (سورج یئرینه)٬ ائده ر (ائدر یئرینه)، ایتیره ن (ایتیرن یئرینه)، سوره ن (سورن یئرینه)٬ یؤنه لمک٬ سئوه ن٬ دیره ک (دیرک یئرینه)٬ گله جک (گلجک یئرینه)٬ بیله رک (بیلرک یئرینه)٬ اؤنه رگه (اؤنرگه یئرینه)٬ سوزه ری (سوزری یئرینه)٬ وئرمه ره م (وئرمرم یئرینه)، گؤره نیم (گؤرنیم یئرینه)،ایسته ییره م (ایسته ییرم یئرینه)، وئریره م (وئریرم یئرینه)، گله نیم (گلنیم یئرینه)یؤنه لتمک (یؤنلتمک یئرینه)، دوزه لیش (دوزلیش یئرینه)، گله نیم (گلنیم یئرینه)٬ سئچه نک، گله نک٬ دؤنه ملر (دؤنملر یئرینه)
د- تورکجه کلمه لرین اورتاسینداکی فتحه لر:
اوخونما یانلیشلیغی اولاسیلیغی (ائحتیمالی) اولان تورکجه کلمه لرین اورتاسینداکی فتحه لرین٬ اولابیلدیکجه سیخجا و هیجا اساس آلیناراق، "ه" ایله گؤسته ریلمه سی، ایستیثناسی آز اولان بیرجه آنلاییشلی و توتارلی بیر فونئتیک سیستئم اولوشدورما فلسفه سینه داها یاخیندیر.
اؤرنه کلر: بیله ره ک٬ گره ک (گرک یئرینه)، گؤزه ل (گؤزل یئرینه)، چؤره ک (چؤرک یئرینه)،ایره لی (ایرلی یئرینه)، اوره ییمی (اورگیمی یئرینه)، اؤرنه ک (اؤرنک یئرینه)، گؤنده رمک (گؤندرمک یئرینه)، اؤزه للیک (اؤزللیک یئرینه)، اؤنه ملی (اؤنملی یئرینه)٬ گؤسته ریله ن (گؤستریلن یئرینه)، الجه ییم (الجگیم یئرینه)، گؤسته رمک (گؤسترمک یئرینه)، اؤیره نمک (اؤیرنمک یئرینه)٬ کپه نه ک٬ گؤره لیم٬ گؤزله یه لیم٬ گؤبه له ک٬ اؤیره نمه یی (اؤیرنمگی یئرینه)، گؤیه رچین (گؤیرچین یئرینه)، درنه ک
م- آلینما کلمه لرین اورتاسینداکی فتحه لر:
آلینما کلمه لرین اورتاسینداکی فتحه لر٬ گؤسته ریلمه ز: کلمه٬ اردبیل
آنجاق اوخونما یانلیشلیغی اولاسیلیغی (ائحتیمالی) اولان یئرلرده بئله فتحه سسلری٬ "ه" ایله گؤسته ریلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: قده ر (قدر یئرینه)، هده ر (هدر یئرینه)٬ زهه ر (زهر یئرینه)٬ شهه ر (شهر یئرینه)٬ کده ر (کدر یئرینه)٬ هه یه ت (حیاط یئرینه)٬ یهه ر (یهر یئرینه)، صفه ر (آد، صفرخان کیمی)
٩- تشدید ( ّ )
تشدید تورکجه یازیلاردا موطلق شکیلده ایشله دیلمه مه لی، یئرینه ایلگیلی حرف ایکیله نمه لیدیر. بورایا تورکجه٬ آلینما سؤزجوکلر و شخص-یئر آدلاری دا داخیلدیر.
اؤرنه کلر: میللی (ملّی٬ میلّی یئرینه)٬ میللت (ملّت یئرینه)، آمما (امّا یئرینه)، حتتا (حتّی یئرینه)، آللاه (الله یئرینه)، جیددی (جدّی یئرینه)٬ موللا (ملّا یئرینه)، مدداح (مدّاح یئرینه)، صرراف (صرّاف یئرینه)، موکممل (مکمّل یئرینه)، حیصصه (حصّه یئرینه)، موعللیم (معلّم یئرینه)، محممد (محمّد یئرینه)، غوصصه (غصّه یئرینه)، عممه (عمّه یئرینه)، حاققیندا (حاقّیندا یئرینه)، دیققت (دقّت یئرینه)، تعججوب (تعجّب یئرینه)، فععال (فعّال یئرینه)، ظننیمجه (ظنّیمجه یئرینه)، جادده (جادّه یئرینه)، موددت (مودّت یئرینه)٬ محببت
١٠- تنوین ( ً )
تنوین ایشارتی تورکجه یازیلاردا موطلق شکیلده ایشله دیلمه مه لی و یئرینه ساده جه "ن" حرفی یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: تقریبن، تخمینن، موطلقن، حؤکمن، حتمن، اصلن، قصدن، سهون، عملن، ائعتیبارن، مثلن، ذاتن، طبیعتن، اساسن، اوولن، نیسبتن، نظرن، تدریجن٬ قطعیین
١١- همزه ( ئ، ء، أ )
تورکجه یازیمیندا همزه ایشارتی، "کسره" سسینی قارشیلاماقدان باشقا، هئچ بیر شکیلده ایشله دیلمه مه لیدیر.
همزه فارسجا کلمه لرده آشاغیداکی دوروملاری گؤسته رمک اوچون ایشله دیلیر:
- کلمه باشی و اورتاسینداکی دورقولو فتحه نی (رأی٬ جرأت، هئیأت، مسأله، مأیوس)،
- کلمه سونوندا گله ن دورقولو فتحه سسینی (مبدأ، ملجأ، منشأ)٬
- کلمه اورتاسینداکی دورقولو ضممه نی و "و" سسینی (رؤیت، مرئوس، مٶلف، مٶثر)،
- دال دالا گله ن ایکی سسلیدن ایکینجی کسره سسینی (دائم، عائله، عائد، جرائد، دائر)،
- آردآردا گله ن ایکی سسلیدن ایکینجی "ای-i" سسینی (رئیس، فدائی، اسرائیل، عزرائیل، جزئی)،
- آردآردا گله ن ایکینجی سسلیدن فتحه سسینی (تأسّف)،
چوخ گئنیش و اولدوقجا فرقلی اولان بو اؤزه للیکلره (خوصوصییتلره) صاحیب همزه کیمی بیر ایشارتین ایشله دیلمه سی، الیفبانین فونئتیک اولما ایلکه سینه بوسبوتون (تمامی ایله) ترسدیر.
کلمه ده کی فتحه سسلی همزه، کلمه نین اورتاسی و یا سونوندا، "ا" سسی ایله گؤسته ریلیب، فتحه اولاراق اوخونمالیدیر.
اؤرنه کلر: رای (رأی یئرینه)٬ جورات (جرأت یئرینه)، تاسسوف (تأسّف یئرینه)، هئیات (هئیأت یئرینه)، مساله (مسئله و مسأله یئرینه)، مبدا (مبدأ یئرینه)، ملجا (ملجأ یئرینه)، منشا (منشأ یئرینه)٬ تاثیر (تأثیر یئرینه)٬ ماخذ (مأخذ یئرینه)
آلینما سؤزجوکلرده کلمه نین سونونداکی "ء" ایشارتی حذف ائدیلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: ایملا (املاء یئرینه)٬ اینشا (انشاء یئرینه)٬ سو (سوء یئرینه)،
فارسجا کلمه لرده کسره و یا "ای" سسی وئره ن همزه لر، تورکجه ده "یی"یه چئوریلدیکلری اوچون، "ی" ایله ده ییشدیریلمه لیدیرلر (عوض اولونمالیدیرلار).
اؤرنه کلر: عاییله (عائله یئرینه)، عزراییل (عزرائیل یئرینه)، ایسراییل (اسرائیل یئرینه)،عایید (عائد یئرینه)، داییم (دائم یئرینه)، رییس (رئیس یئرینه)، فدایی (فدائی یئرینه)، جرایید (جرائد یئرینه)، کایینات (کائنات یئرینه)، داییر (دائر یئرینه)٬ قاشقایی (قشقائی یئرینه)
"ی"ه چئوریلدییی زامان اوخونما سورونو یارادان همزه لر ایسه، کسمه ایشارتی یاردیمی ایله "′ی" بیچیمینده (شکلینده) گؤسته ریلمه لیدیر:
اؤرنه کلر: ر′یس (رئیس، رییس یئرینه)، جوز′ی (جزئی، جزیی یئرینه)، مر′وس (مرئوس، مریوس یئرینه)
ضممه دن سونرا گله ن، فتحه سسی وئره ن و "ؤ" شکلینده گؤسته ریله ن همزه لر٬ کسمه ایشارتی ایله " ′ " ایله گؤسته ریلمه لیدیر:
اؤرنه کلر: "مو′للیف" (مؤلف یئرینه)، "مو′ثثیر" (مؤثر یئرینه)
١٢- قوشا، اوچلو "یی، یا، یوْ٬ ؤو٬ وْو" سسلری
بیر سیرا آلینما سؤزجوکلرده "iyo, iya, iyə" سسی وئره ن "یو-یا "لرله قارشیلاشیریق. بونلار فارسجادا تک بیر "ی" ایله یازیلیر (رادیو، بیولوژی، خیابان، سیاست). بعضی عرب قایناقلی سؤزجوکلرده ایسه قارشیلاشدیغیمیز "iyy" اوچلوسو٬ فارسجادا اوزه رینه تشدید قویولموش تک بیر "ی" ایله یازیلیر (صحیّه، سویّه، مدنیّت، ادبیّات، نشریّه). بو اوسلوب توتارلی بیر فونئتیک سیستئمه بوتونلوکله قارشیدیر. تورکجه یازیلاردا بئله دوروملار، سؤیله ندییی کیمی ایکی و یا اوچ "ی" ایله یازیلمالی و هئچ بیر سس حذف ائدیلمه مه لیدیر.
اؤرنه کلر: رادییو، خییانت، ادبییات، تورکییه، حوررییت، ضییالی، خییاوان، بییولوژی، مییانا، سییاست، قییمت، رییاضی، اهممییت، مشروطییت، ماهییت، نشرییه، صحیییه، سوییه، مدنییت٬ رییا٬ آشییان٬ دییالوق٬ دییاسپور٬ مئدییا٬ فییاسکو
عربجه دن آلینما کلمه لرده کی "و" حرفی ایله گؤسته ریله ن aw مخرجی٬ تورکجه ده تلففوظ ائدیلدییی کیمی "ؤو" و یا "وْو" ایله یازیلمالیدیر:
اؤرنه کلر: دؤولت (دولت یئرینه)٬ نوْوع (نوع یئرینه)٬ اؤولاد (اولاد یئرینه)٬ موْوضوع (موضوع یئرینه)٬ تؤوصییه (توصیه یئرینه)٬ اؤولییا (اولیاء یئرینه)٬ موْولانا (مولانا یئرینه)٬ نوْوروز (نوروز یئرینه)٬ دؤوران (دوران یئرینه)
١٣- ظ، ذ، ض، ط، ح، ث، ص، ع حرفلری
تورکجه کؤکلو، آوروپا کؤکلو و ده تورکجه له شمیش (دوغمالاشمیش) فارس و عرب دیللریندن آلینما سؤزجوکلرده عربجه یه مخصوص اولان "ظ، ذ، ض، ط، ح، ث، ص، ع" حرفلری موطلق بیچیمده (شکیلده) ایشله دیلمه مه لی، بو حرفلرین قارشیلادیغی سسلر٬ "ز، ت، ه، س" حرفلری ایله یازیلمالیدیر.
اؤرنه کلر: اوتاق (اطاق یئرینه)، اوتو (اطو یئرینه)، تاماه (طمع٬ طاماح یئرینه)، ساباه (صاباح یئرینه)، زارافات (ظارافات یئرینه)، ماتاه (ماتاح٬ متاع یئرینه)٬ آزربایجان (آذربایجان یئرینه)٬ آزر (آذر یئرینه)٬ باتلاق (باطلاق یئرینه)٬ ترلان (طرلان یئرینه)٬ توی (طوی یئرینه)٬ سون (صون یئرینه)٬ تایفا (طائفه یئرینه)٬ هامبال (حمال یئرینه)
"ظ، ذ، ض، ط، ح، ث، ص، ع" حرفلری، تکجه دوغمالاشمامیش آلینما سؤزجوکلرده ایشله دیله بیله ر.
اؤرنه کلر: مئعده ، طرح، ثابیت، ضرر، ظاهیر، صورت، اثر، عذاب، حرف، ظولم، باطیل
"آزربایجان" و "آزر" کلمه لری٬ بونلارین تورکجه اولدوقلاریندان، تورکجه کؤکه نلی اولماسالار بئله دوغمالاشدیقلاریندان دولایی٬ بورادا گؤروندوکلری بیچیمده (آذربایجان و آذر یئرینه) یازیلمالیدیر.
١٤- "آ" سسلی "ی" و "وا"لار
"آ" سسی وئره ن عربجه "ی" و فارسجا "وا"لار (واو معدوله)، ایستیثناسیز تورکجه ده وئردیکلری سس اساس آلیناراق٬ "آ" حرفی ایله یازیلمالیدیرلار.
اؤرنه کلر: عیسا (عیسی یئرینه)، موسا (موسی یئرینه)، حتتا (حتی یئرینه)، موصطافا (مصطفی یئرینه)، خاجه (خواجه یئرینه)، خاهیش (خواهیش یئرینه)، کوبرا (کبری یئرینه)٬ خارزم (خوارزم یئرینه)٬ آزادیخاه (آزادیخواه یئرینه)٬ خاننده (خواننده یئرینه)
١٥- یوموشاق "گ" حرفی
تورکجه یازیمیندا یوموشاق "گ" مفهومو ترک ائدیمه لی و بو ایشاره ایشله دیلمه مه لیدیر. تورک الیفباسیندا "گ" ایشارتی تکجه و یالنیزجا "گ-g" سسی وئریر، اؤته یاندان "ی-y" سسی تکجه و یالنیزجا "ی" حرفی ایله گؤسته ریلیر. دولاییسی ایله "گ" ایشارتینی "ی-y" سسینی قارشیلاماق اوچون ایشله تمک ("گؤردویو" نو، "گؤردوگو" کیمی یازماق) یانلیشدیر.
بو یانلیشلیق تورکییه لاتین الیفباسیندا مووجود اولسا دا، قوزئی آزربایجان فونئتیک لاتین الیفباسیندا اورتادان قالدیریلمیش و بو الیفبادا "ی-y" سسلری تکجه "ی-y" ایشارتی ایله گؤسته ریلمکده و "گ-g" ایشارتی تکجه "گ-g" سسینی قارشیلاییر.
اورتوقرافی سئمیناریندا ایسه "ی" سسی وئریب "گ" اولاراق یازیلان یوموشاق "گ"، بو کیمی "ی"حرفلرینین اصلینده "ک" اولدوغونو بلیرتمک آماجی ایله قورونموشدور. بیزجه بو منطیق گوجلو بیر اساسا دایانمادیغیی کیمی، الیفبانین فونئتیکلیک یاپیسینی دا پوزور. اگر "ی"یه دؤنوشه ن "ک"لر، حؤکمن اؤزه ل بیر علامت ایله ("گ") گؤسته ریلمه لی ایسه (اوره ک---- اوره یی---- اوره گی)، عئینی منطیقله "غ"یه دؤنوشه ن "ق"لر اوچون ده (آیاق---- آیاغی) اؤزه ل بیر علامت نظره آلینمالی و یا یارادیلمالیدیر. بیز اگر "غ"یه دؤنوشه ن "ق"نی، ساده جه یئنی سسی اولان "غ" ایله یازیرساق، ائله همان منطیقله "ی"یه دؤنوشه ن "ک"نی ده تکجه یئنی سسی اولان "ی" ایله یازمالیییق.
اؤرنه کلر: چییین (چیگین یئرینه)، گتیردیییم ( گتیردیگیم یئرینه)، چؤره ییم (چؤرگیم یئرینه)، گله جه ییم (گلجگیم یئرینه)، گؤروندویو (گؤروندوگو یئرینه)، درنه یی (درنگی یئرینه)، گله جه یه م (گلجگم یئرینه)، الجه ییم (الجگیم یئرینه)، ائتمه یه (ائتمگه یئرینه)، دئییل (دگیل یئرینه)، ائتمه یی (ائتمگی یئرینه)، اوره ییمی (اورگیمی یئرینه)، گتیرمه یه (گتیرمگه یئرینه)
١٦- قوشا اونسوزله باشلایان سؤزجوکلر
تورکجه ده سؤزجوکلر قوشا اونسوزله باشلاماز و بو دورومدا اولان یابانجی سؤزجوکلرین ایلک حرفیندن سونرا اویغون بیر سسلی آرتیریلار. ("کلاسیک" یئرینه "کیلاسیک"٬ "بروکسل" یئرینه "بوروکسئل" سؤیله نیر). تورک یازیمیندا دا قوشا اونسوزلرله باشلایان یابانجی سؤزجوکلر٬ سؤیله ندیکلری کیمی٬ ایلک حرفدن سونرا اویقون سسلی آرتیریلمیش اولاراق یازیلمالیدیرلار:
اؤرنه کلر: قیرامئر (گرامر یئرینه)٬ پیلان (پلان یئرینه)٬ پیرینسیب (پرنسیب یئرینه)٬ کیلاسیک (کلاسیک یئرینه)٬ بوروکسئل (بروکسل یئرینه)٬ قوروپ (گروپ یئرینه)٬ پیروقرام (پروگرام یئرینه)٬ کیریستال (کریستال یئرینه)٬ تیریبون (تریبون یئرینه)
١٧- کسمه ایشارتی " ́ "
اؤزه ل آدلار و اونلاردان سونرا گله ن اکلر آراسیندا کسمه ایشارتی " ´ " ایشله دیلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: صمد́ین آنما مراسیمی؛ تبریز́ین جاوابی گئج گلدی؛ منیم سولطانیم علی́دیر؛ پیرسولطان́ام، نسیمی́دیر پیریمیز
١٨- قیسسالدیلمیش سؤزجوکلر
قیسسالدیلمیش سؤزجوکلرده هر حرفدن سونرا نوقطه ". " ایشارتی قویولمالی و هر نوقطه دن سونرا بیر آرا وئریلمه لیدیر.
اؤرنه کلر: ب. م. ت. (بیرله شمیش میللتلر تشکیلاتی)، ع. ا. صابیر (علی اکبر صابیر)، و. س. (و ساییره)
مسنترین دانشجوی کشور و آرزوهایی که باقی مانده است
| |||
|
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، "میر قنبر حیدری شیشوانی" دیپلم خود را 31 سال پیش و در سال 1355 گرفته است. | |||
تداوم سرکوب خواسته های مدنی درآذربایجان
تداوم سرکوب خواسته های مدنی درآذربایجان
واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com
کشور ایران، مرکب از ملیتهای مختلف، به ویژه آذربایجانی ها، بلوچ ها، ترکمن ها، عرب ها، فارس زبان ها و کرد هاست
ترکهای آذربایجانی در ایران سالیان مدیدیست که برای کسب حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود مبارزه میکنند، اما هر بار مبارزه، چه در شکل سیاسی و چه مدنی آن، با سرکوب شدید حاکمیت مواجه شده و از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم گشتهاند.
سرکوب در آذربایجان و برخورد امنیتی با مسائل و مشکلات آن با شدت در جریان است.
حاکمیت ملتی اکثریت را از ابتدایی ترین حقوق خود که همانا تحصیل به زبان مادری میباشد محروم ساخته و به زبان کشی که همانا یکی از ابزارهای قوم کشی و یا به عبارتی فرهنگ زدایی از مردم به شمار می رود دست می زند.
در 80 سال اخیر آذربایجانیها تحت تاثیر شدید سیاست آسیمیلاسیون اعمال شده از سوی دولت مرکزی ایران بوده اند نسل کشی فرهنگی سیستماتیک تورکهای آذربایجان, از زمان پهلوی ها آغاز شده و حال نیز ادامه دارد.آنها نمی توانند در کنار زبان رسمی کشور به زبان خود در مدارس و دانشگاهها تحصیل کنند. در رادیو و تلویزیون سراسری و مطبوعات دولتی سهمی مناسب با جمعیت شان داشته باشند. دولت حاکم همگام با محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت کرده است. در بسیاری موارد این مخالفتها با کشتار و زندانی کردن افراد با برچسب جدایی طللبی و تفرقه افکنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز دولت ایران به رفتار خشن و سرکوب گرانه خلاصه نمی شود بلکه این رویکردها در فرهنگ حاکم جامعه نهادین شده است و به صورت تحقیر و تمسخر ملیتهای غیر فارس خصوصا آذربایجانیها بیشتر از طریق بیان جوک و لطیفه های روزمره حتی در میان روشنفکران فرهنگ حاکم بازتاب می یابد.
در بخشی از گزارش دیده بان حقوق بشر در رابطه با ملل غیر فارس در ایران چنین آمده است:
ملت های غیر فارس و اقلیت های مذهبی در ایران گرفتار تبعیض و نا برابری هستند و حتی در برخی شرایط، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند.
جنبه دیگر تبعیض در ایران علیه آذربایجانیها - عقب ماندگی اقتصادی و کمبود زیر ساختها و فعالیتهای تولیدی در مناطقی است که اکثریت جمعیت آن را ترکها تشکیل می دهند نتیجه این سیاستها آوارگی در مناطق دیگر می باشد.
طی یک قرن گذشته دولتمردان ایرانی با تعریف غیر متعارف از ایران و ایرانی آن را تنها در فارس خلاصه کرده و وجود ملیتهای دیگر را انکار کرده اند.
امروز ملت آذربایجان که بیش از 30 میلیون از جمعیت کشور را تشکیل می دهند خواستار تحصیل به زبان ترکی آذربایجانی می باشند چرا که این حق در قانون اساسی ذکر شده است.
مبارزات فرهنگی ، اجتماعی و ملی در میان نسل کنونی ملت آدربایجان در عصر حاضر، دال بر نمیرا بودن این ملت و عزم راسخ شان در ستاندن حقوق حقه شان از شوینیستها ومعتقدان به آپارتاید ملی می باشد .
در همین رابطه دونیش معتقد است که :
«در سیاست و حقوق بین الملل گرایشهای مثبتی مبنی بر دوری جستن از سیاست یکسان کردن اقلیتها با فرهنگ حاکم و نیز حرکت به سوی به رسمیت شناختن تکثر فرهنگی به مثابه هدفی پسندیده مشاهده می شود».
آذربایجانیها در مناسبتهای مختلف همچون مراسم سالانه گرامی داشت بابک و روز مشروطیت ازمسئولین ایران خواستار ترفیع فرهنگ و زبان آذربایجان می شوند. تلاش براى تحقق برخى اصول معطل مانده قانون اساسى و رفع محدودیتهاى فعالیتهاى فرهنگى محور عمدهى این حرکت است.
در روز جهانی زبان مادری نیز آذربایجانیها باز بر علیه محدودیت های دولتی در زمینه ممنوعیت تدریس زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی اعتراض کردند. اما با اعمال خشونت نیروهای انتظامی و امنیتی اعتراضات راسرکوب کرده و معترضین را روانه بازداشت گاههای و زندانها کردند.
سرکوب فعالین هویت طلب آذربایجانی در سالگرد قیام خونین خرداد ماه1385 آذربایجان نیز نشان داد که حاکمیت بدون توجه به خواستهای آذربایجانیها در راه سرکوب آنها به هر اقدامی دست می زند.
اینگونه برخوردهای خشونت آمیز نشان می دهد که با مسالمت آمیز ترین نوع طرح مطالبات هم با شدیدترین وجه برخورد می شود.
آنهایی که طرفدارن ارتقای هویت فرهنگی آذربایجانی در ایران هستند ، تحت تعقیب حکومت ایران قرار گرفته و با اتهاماتی نظیر تجزیه طلب- پانترکیسم محاکمه می شوند.حقوق ابتدایی ملیت های غیر فارس تحت عناوین مختلف از جمله حفظ وحدت و یکپارچگی ملی توسط حاکمیت پایمال شده است.حال اینکه کوشش مسالمتآمیز و مدنی برای ابراز تعلقات زبانی و قومی از حقوق اساسی هر شهروندی محسوب میشود
فعالان ترک زبان همواره سعی کرده اند مطالبات خود را از طرق مسالمت آمیز و اعتراضات مدنی پی گیری کنند، پاسخهاى خشن و حتى بىتوجهى و بىاعتمادى کامل به حرکت مسالمتجویانه و مدنى و فرهنگى آن را به مطالبات غیرقانونى و یا روشهاى غیرمسالمتآمیز و رادیکال شدن طرح این مطالبات تبدیل خواهد شد.
فعالان فرهنگی آذربایجان با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند.
سال هاست که فعالان حرکتی برابرخواه در آذربایجان برای تحقق موقعیت حقوقی شان به هر اقدام مسالمت آمیزی دست زده اند تا در عرصه علنی دیده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاری کارگاه و سمینار و تجمعات مسالمت آمیز، از تشکیل جمع هایی چون هم اندیشی ملیتها، حرکت های جهانی ، و صلح، و... تا جمع آوری امضا برای اجرای قوانین معتل مانده، و... سعی و اندیشه وافر به کار برده اند تا هریک به شیوه خود فضای کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب های زیادی که لای چرخ حرکت شان گذاشته می شود، هزینه پرداخته و تغییر روش می دهند. افراد زیادی را به اتهامات گوناگون دستگیر کرده و برایشان پرونده سازی کنند.
اما حکومت طی ۸۰ سال همواره بر تنوع ملیتی جامعه ایرانی سر پوش گذاشته اند. و با بهانه های چون " وحدت ملی "سعی در توجیح تبعیض و عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبانهای در ایران را دارند.
حال اینکه دولت موظف است شرایطی را محیا سازد تا حقوق زبانی – فرهنگی و اقتصادی این اکثریت نسبی جمعیت ایران رعایت شود.
میتوان از تجربیات کشورهای همسایه ایران نظیر عراق و افغانستان درس گرفت. این کشورها نیز مثل ایران چندزبانه و چند قومی هستند.
وحدت ملتها صرفا" زمانی بوجود می آید که ضمن احترام متقابل به هویت ملی هر یک از ملت ها از تحقیر و تمسخر اعمال زور سلطه غارت و اضمحلال فرهنگی ملتهای مختلف دست برداشته ضمن قبول حس همجواری و فضایی متکثر به وحدت ملی واقعی رسید.
متاسفانه عدم اجرای اصول قانون اساسی و عدم احترام به حقوق اولیه و انسانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد.
سیاست آسیمیلاسیون ترکهای آذربایجانی در مقابل چشمان جامع جهانی ادامه دارد. ملتی که به گونه ای تبعیض آمیز از موقعیت اجتماعی – اقتصادی و سیاسی خود محروم می شود. ( هویت – هستی و حقوق)ملتی که دچار سیاست استحاله هویتی شده است.
بیگانگی جامعه جهانی – خصوصا" مراکز و ارگانهای بین المللی و حقوق بشری به این مساله که تنها ناظر جریان این استحاله و فرهنگ کشی هستند بی شک قابل توجیح نیست.
www.vahidqarabagli.blogfa.com
http://vahidqarabagli.blogfa.com/post-40.aspx
http://www.youtube.com/watch?v=Bhwhf6QD1Qo
http://www.youtube.com/watch?v=Bhwhf6QD1Qo
CAN AKIN --TأœMATA
CAN AKIN TUMATA
CAN AKIN - TUMATA
http://www.turklide r.org/TR/ EditModule. aspx?tabid= 1038&mid=8373&ItemID=6613&ItemIndex=9
http://www.youtube.com/watch?v=Bhwhf6QD1Qo
دروغی به بزرگی کوه دمیر لوی زنجان!!!
دروغی به بزرگی کوه دمیر لوی زنجان!!!
در پی درج مطلب مردم زنجان را به بازی گرفته اند! در سایتهای سیاسی آذربایجان روزنامه ی اطلاعات بنا به در خواست مسوولین غیر بومی زنجان ، اقدام به درج خبری کذب به بزرگی کوه دمیرلوی زنجان نموده است؟! لازم به ذکر است٬ مردم زنجان ۱۹ سال است ٬ این اراجیف را میشنوند!شنیدم بزرگترین سد مخزنی خاورمیانه در زنجان احداث خواهد شد. طرح عظیم سبز میدان٬ ۴واحد نیروگاه٬ پتروشیمی٬ پالایشگاه ٬ذوب آهن ٬ خودروسازی و.... را شنیده ایم وگوشمان پر شده است از این اکاذیب.ومی دانیم با این همه وعده ووعید هنوز سهم زنجان از صنعت کشور صفر است!!! واین استان دارای صدها هزار بیکار می باشد!!!
74 هزار فرصت شغلی در استان زنجان ایجاد میشود
زنجان - خبرنگار اطلاعات: مدیرکل دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان در گفتگویی با اطلاعات به تشریح برنامههای هفته دولت در این استان پرداخت و گفت: برنامهریزیهای لازم برای برگزاری هرچه باشکوهتر هفته دولت و ارائه عملکرد 2 ساله دولت نهم انجام شده است.
دبیر ستاد هفته بزرگداشت دولت با تاکید براهمیت تبیین عملکرد دولت برای ایجاد شور و نشاط در جامعه و امید به آینده، گفت: ارائه عمکرد 2 ساله دولت توسط فرمانداران شهرستانهای استان پیش از خطبههای نماز جمعه، گفتگوی زنده و مستقیم استاندار، معاونان و مدیران کل دستگاههای اجرایی استان و شبکه تلویزیونی استانی، تهیه بروشور اقدامها و عملکرد دولت نهم توسط فرمانداریها برای اطلاعرسانی مطلوب در اماکن عمومی و برگزاری روز کارمند یادواره شهید رجایی از جمله برنامههای ستاد بزرگداشت هفته دولت در استان زنجان است.
مهندس ابراهیمی از بهرهبرداری و کلنگزنی 480 پروژه عمرانی استان با اعتباری بالغبر یکهزار و 202 میلیارد ریال در هفته دولت خبر داد و گفت: از این تعداد 361 پروژه با اعتباری بالغبر 717 میلیارد ریال پروژههای قابل بهرهبرداری است.
وی پروژههای سرمایهگذاری در بخش صنعت و معدن، جهاد کشاورزی و تعاون را 120 طرح با 231 میلیارد ریال اعتبار و اشتغالزایی یک هزار و 300 نفر اعلام کرد و افزود: سد خاکی حاج آرش، سد خاکی تودهبین، بهسازی و آسفالت راههای روستایی شهرستانهای ایجرود و خدابنده، ساخت خط 230 کیلوولت و 63 کیلوولت برق در شهرستانهای ماهنشان و زنجان و زیرگذر سرباز گمنام شهر زنجان از عمده طرحهای عمرانی قابل بهرهبرداری در هفته دولت است.
مدیرکل دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان گفت: طرح و اجرای شبکه جمعآوری فاضلاب شهرستانهای زنجان و خرمدره، ساخت پست برق 63 کیلولوت زرینآباد و چورزق، سالن ورزشی 3 هزار نفری ابهر، ساخت مجتمع سوارکاری سلطانیه، ساخت سالن صخرهنوردی زنجان، مدرسه هنرهای رزمی ورزشی زنجان، ساخت سالنهای ورزشی در شهرستانهای ایجرود، ماهنشان و خرمدره از مهمترین طرحهایی است که در هفته دولت اجرایی میشوند.
به گفته وی طرح توسعه چند شرکت تولیدی از عمدهترین پروژههای سرمایهگذاری استان هستند.
مهندس ابراهیمی شرکت تولید فرآوردههای گوشتی دائمی، درمانگاه شبانهروزی، کتابخانه عمومی و مدارس ابتدایی و راهنمایی در شهرستان زنجان را از جمله پروژههای سرمایهگذاری در بخش خدمات و آبیاری تحت فشار، برهپرواری و گاوداری، بند انحرافی را از عمده طرحهای سرمایهگذاری بخش کشاورزی برشمرد.
مدیرکل دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان در ادامه از ایجاد شرایط ویژه و استثنایی و برنامهریزیهای لازم برای جذب سرمایهگذاران داخلی و خارجی در سطح استان زنجان خبر داد و گفت: برگزاری سمینار اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی برای مدیران دولتی و بخش خصوصی استان، اعزام هیاتهای تجاری به کشورهای خارجی با همکاری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن استان، برگزاری همایش دبیران ستاد سرمایهگذاری سراسر کشور در استان، معرفی ظرفیتها و استعدادهای بالقوه استان در سطح ملی و بینالمللی در راستای جذب سرمایهگذاران داخلی و خارجی، تشکیل کمیسیون رسیدگی به واحدهای صنایع استان با حضور صاحبان صنایع، تشکیل کمیسیون 8 نفره رسیدگی به واحدهای مشکلدار، جمعبندی عملکرد
3 ماهه اقتصادی دستگاههای مرتبط و ارسال به وزارت کشور، فعالسازی شوراهای آرد و نان و گزارشگیری عملکرد آن بصورت ماهیانه را از اقدامهای دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان است.
وی سپس برلزوم تقویت بخش خصوصی برای سرمایهگذاری و حمایت از صاحبان صنایع تاکید کرد و گفت: امروزه حمایت از سرمایهگذاری و صاحبان صنایع و تخصیص تسهیلات مورد نیاز سرمایهگذاران به منظور توسعه و رشد صنعت و تولید در استان با شتاب بیشتری انجام میشود.
مهندس ابراهیمی پیگیری کامل مصوبات کمیتههای برنامهریزی و شورای اداری شهرستانها تا حصول نتیجه، احصای مصوبات و بخشنامههای اقتصادی و سرمایهگذاری و ابلاغ به دستگاههای مرتبط با این موضوع، تشکیل کمیته نظارت برجلوگیری از حفر چاههای غیرمجاز، تشکیل کمیته گرانی و کمیته نظارت بر چگونگی اجرای طرحهای بنگاههای اقتصادی زودبازده در هستههای استانی و شهرستانی، پیگیری مصوبات کار گروههای صنعت و معدن، اشتغال، پژوهش و فناوری، تشکیل ستاد تنظیم بازار، بررسی مشکلات و موانع سرمایهگذاران داخلی و خارجی، نظارت بر چگونگی پرداخت تسهیلات صندوق مهر امامرضا(ع) و نظارت بر نحوه توزیع سهام عدالت را از دیگر اقدامهای دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان اعلام کرد و گفت: برنامهریزیهای لازم و مدون برای فعالسازی فرودگاه زنجان، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در استان، تعیین مرز هوایی فرودگاه زنجان، پیگیری ساخت ساختمان جدید گمرک، جلوگیری از قاچاق کالاهای یارانهدار، پیگیری و برنامهریزی مصوبات هیات دولت در بخشهای سرمایهگذاری و اقتصادی استان و تامین اعتبار مورد نیاز برای انتقال شبکه توزیع برق در 4 ماهه نخست سال جاری توسط دفتر برنامهریزی انجام شده است.
این مقام مسئول با اشاره به پیگیری تامین تسهیلات ارزی برایسرمایهگذاران از محل صندوق ذخیره ارزی کشور افزود: تاکنون 318 میلیون دلار از این محل به استان تخصیص یافته و در جریان سفر رئیس جمهوری 200 میلیون دلار برای یک دوره تصویب شد که از این میزان 85 میلیون دلار در مدت یک سال جذب شده است.
مهندس ابراهیمی میزان درآمدهای مالیاتی استان زنجان را در 4 ماهه نخست سال جاری 258 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود : این میزان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 6/37 درصد رشد داشته است.
وی توزیع سهام عدالت بین دهکهای پایین استان را خوب توصیف کرد و گفت: در مرحله نخست بیش از 56 هزار نفر توسط دبیرخانه سهام عدالت استان به دبیرخانه مرکزی معرفی شدند و به مشمولان این طرح که شامل افراد زیر پوشش سازمان بهزیستی، کمیته امداد و نیروی مقاومت بسیج هستند، 273 میلیارد و 239 میلیون ریال سهام واگذار شد و در مرحله دوم نیز براساس دستورالعمل ستاد مرکزی که شامل خانوادههای روستایی بیکار است، 25 هزار و 676 خانوار در سطح استان شناسایی و به دبیرخانه ستاد مرکزی معرفی شدند.
وی افزود: در مرحله سوم این طرح که کارمندان شاغل و بازنشستگان را شامال میشود، 28 هزار و 411 تن از کارمندان شاغل و 2 هزار و 340 هزار تن از بازنشستگان سازمان رفاه و تامین اجتماعی در سطح استان شناسایی شدهاند.
مدیرکل دفتر برنامهریزی و امور اقتصادی استانداری زنجان با اشاره به عملکرد مثبت صندوق مهرامام رضا(ع) در استان، تصریح کرد: این صندوق تاکنون بیش از 120 میلیارد ریال تسهیلات ازدواج به 12 هزار نفر، 21 میلیارد ریال تسهیلات اشتغال روستائیان و 62 میلیارد ریال اشتغال شهری به 328 نفر پرداخت کرده است.
وی میزان کل اعتبارات تخصیصی به بنگاههای اقتصادی زودبازده در استان زنجان را از سال 84 تاکنون 7 هزار میلیارد ریال اعلام کرد و گفت: تاکنون 16 هزار و 20 طرح با اشتغالزایی 34 هزار نفر به بانکهای عامل معرفی شده است و از این میان حدود 4 هزار و 484 طرح با اشتغالزایی 9 هزار و 147 نفر به بهرهبرداری رسیده است.
وی اعتبارات بنگاههای اقتصادی زودبازده در سالجاری را 274 میلیارد تومان اعلام کرد.
مهندس ابراهیمی از رشد 132 درصدی ارزش کالاهای صادراتی و 60 درصدی وزن کالاهای صادراتی 4 ماهه نخست سال جاری از گمرک استان خبر داد و گفت: ارزش کالاهای صادراتی در این مدت 37 میلیون دلار و شامل ترانسفورماتور، الیاف، پروپیلن الیاف اسپانلس، موتوسیکلت، فرش ماشینی، سیم کابل، الیاف نایلون و شمش روی و مس بوده که به کشورهای ترکیه، ایتالیا، کرهجنوبی، عربستان و اوکراین صادر شده است.
وی ارزش کالاهای وارداتی را در این مدت 5/3 میلیون دلار و شامل تنظیم کننده ولتاژ، قطعات کلید فشار قوی، کاغد عایق و هستههای سرامیکی اعلام کرد و افزود: این کالاها از نظر وزنی
45 درصد و از نظر ارزشی 25 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد نشان میدهد.
مشاور استاندار زنجان با اشاره به ایجاد 8 شهرک صنعتی جدید با 728 واحد صنعتی و با اشتغالزایی 24 هزار و 463 نفر در استان، گفت: پس از سفر هیات دولت به استان زنجان 7 شهرک صنعتی جدید به این تعداد افزوده شد، و پیشبینی میشود با استقرار 2 هزار و 310 واحد صنعتی در این شهرکها بیش از 74 هزار فرصت شغلی جدید در سطح استان ایجاد شود.
مهندس ابراهیمی از بهرهبرداری 6 طرح صنعتی در 4 ماهه نخست سالجاری در سطح استان خبر داد و گفت: در این مدت طرح ساخت 5 واحد صنعتی و کارخانه 100 هزارتنی روی با سرمایهگذاری 2 هزار و 715 میلیارد ریال در استان به اجرا درآمده که با بهرهبرداری از آنها یک هزار و 94 فرصت شغلی جدید در سطح استان ایجاد میشود و حدود یک هزار و 500 فرصت شغلی نیز تعهد پروژههای در دست اجرا است.
آذربایجان جنوبی و ادعای ایران شمالی!!!
آذربایجان جنوبی و ادعای ایران شمالی
حسن راشدی
یکی دو سال است که عده ای از شوونیستها،درمقابل کاربرد واژه”آذربایجان جنوبی”اقدام به کارگیری واژه به اصطلاح “ایران شمالی” کرده و از این اصطلاح در مطبوعات داخلی و خارجی ، صفحات اینترنتی و دیگر رسانه ها بهره جسته و به تعبیر خودشان، جواب محکمی به کسانی داده اند که اصطلاح ” آذربایجان جنوبی” را بکار می گیرند !
حال با نگاه به واقعیتهای تاریخی گذشته و اینکه ” آذربایجان جنوبی ” چه معنا و مفهومی را می رساند و از بکار گیری ” ایران شمالی” چه اهدافی دنبال میشود٫ مطالبی را بیان میکنیم.
به کار گیری واژه “آذربایجان جنوبی” و ” آذربایجان شمالی “در شعر شعرا، نثر ناثرین و گفتار ادیبان آذربایجانی نه محصول ۳۰-۲۰ سال و حتی ۵۰ سال اخیر است که عده ای از سر تعصب و به دور از ژرف اندیشی بخواهند در مقابله با آن، اصطلاح بی مسمایی را ابداع و آن را به کار گیرند، بلکه این دو واژه از زمان بسته شدن قرارداد تحمیلی “گلستان” و “تورکمنچای” بین دولتین قاجار و امپراتوری روسیه در سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ و دو نیمه شدن”آذربایجا تاریخی” که قسمتی از آن در شمال رود آراز (ارس) و قسمتی دیگر در جنوب این رود باقی ماند در ذهن و دل مردم دو سوی این رودخانه پر ماجرا که دارای زبان، فرهنگ، تاریخ، دین، مذهب، نژاد و آیین مشترک بودند جا باز کرد و رفته رفته در شعر ، داستان ، رومان، و دیگر آثار ادبی شعرا و نویسندگان هر دو آذربایجان نمود پیدا کرد تا جایی که ادبیاتی در طول ۹۰-۸۰ سال اخیر در هر دو سوی آذربایجان پدید آمد که به “ادبیات حسرت ” معروف گردید.
ما یک نمونه از شعر شاعر پر آوازه آذربایجان شمالی روانشاد “سلیمان رستم ” را در ارتباط با “ادبیات حسرت”در اینجا آورده به اصل موضوع می پردازیم:
اوره گیمین یاخینلاری ائشیدین،
دیله گیمین یاخینلاری ائشیدین
ایللر یامان آرتیریر بو یاشیمی ،
یا تئز، یا گئج یئره قویسام باشیمی،
نه آغلایین، نه ده فریاد قوپارین،
منی آراز ساحیلینه آپارین
ایللردیر کی قلبیمده دیر بو حسرت
وعده نیزه عمل ائدین نهایت.
مزاریمی او تورپاقدا قازدیرین
منی اوزو تبریز ساری باسدیرین!
گؤز یاشیمدان یاراتمیشام بو چایی
قیبله م اولسون آرازیمین او تایی
آنجاق یالنیز بیرجه بونو ائتمه یین
گؤزلریمین قاپاغینی اؤرتمه یین
اوفوقلردن چکیلیرسه سیس، دومان
بلکه بیرده قارا تورپاق آلتیندان
ویصال گونو قارداشیمی گؤروم من،
قارداشیمی، سیرداشیمی گؤروم من.
منیم عزیزلریم، منیم دوستلاریم
ائله بیلمه یین کی کؤچوب گئدیرم
یارییا چاتیبدیر عؤمور باهاریم،
بیرده خواهیشیمی تیکرار ائدیرم
واختیندا دونیادان کؤچدوگوم زامان
توتسون تابوتومدان او تایلی اللر
یاسین عوضینه قبریم اوستونده
بیر ویصال ماهنیسی اوخوسون ائللر!
در آثار “ادبیات حسرتِ” پدید آورندگان هر دو سوی آراز، زبان، فرهنگ ، تاریخ ،دین ، آیین، و شخصیتهای تاریخی ، ادبی ، حماسی ، انقلابی و آداب و رسوم و افسانه ، داستان و فولکلور مشترک، و به یک معنی “احساس مشترک” هستند که به خاک آذربایجان دو سوی این رود و یا ” آذربایجان شمالی وجنوبی” معنا میدهند، در حالی که در واژه بی مسمای ” ایران شمالی” چشم به دنبال اراضی وخاک است و انسانها ارزش واعتباری ندارند!
واژه “آذربایجان جنوبی” نه یک اصطلاح سیاسی، بلکه یک واژه تاریخی- فرهنگی- جغرافیایی است، در حالی که ” ایران شمالی” اصطلاح کاملا سیاسی نوساز است!
از نظر تاریخی، نام آذربایجان (بدون توجه به نظریه های متفاوت در پیدایش این نام) به بیش از دو هزار سال می رسد در حالی که نام”ایران” به عنوان یک کشور با مرزهای سیاسی معین از زمان رضا خان مرسوم شده است و از زمان رضا خان تا کنون هم مرزهای سیاسی ایران تغییری نکرده است!
از نظر تاریخی، آذربایجان از حدود دو هزار سال به این سو دارای مرزهای فرهنگی و جغرافیایی معین بوده واین مرزها در آثار مورخین سده های مختلف به کرات آمده است:
در تاریخ “بلعمی” که خود ترجمه تاریخ ” طبری” است که در قرن سوم هجری قمری (حدود ۲۵۰ هجری قمری) نوشته شده است در مقدمه ” خبر گشادن آذربایگان ودربند خزران” حدود آذربایجان چنین ترسیم شده است :
” … اول حد از همدان در گیرند تا به ابهر و زنگان بیرون شوند و آخرش به دربند خزران، و بدین میانه اندر هر چه شهرهااست همه را آذربایجان خوانند.” (۱)
حمد اله مستوفی مورخ مشهور قرن هشتم هحری (۱۳۴۹-۱۲۸۰ میلادی) در کتاب نزهت القلوب می نویسد :
“بلاد آذربایجان ۹ تومان است، بیست و هفت شهر دارد، در بیشتر مناطق این مملکت هوا سرد ودر بعضی مناطق ملایم است، حدودش با ایالت عراق عجم، [شهر اراک فعلی و مناطق مرکزی ایران] موغان، گرجستان، ارمن و کردستان پیوسته، طولش از باکو تا خلخال ۹۵ فرسخ، عرضش از بجروان تاسیپان ۵۵ فرسخ می باشد.” (۲)
زینالمجالس، آثارالاول،زین العابدین شیروانی و دیگر مورخین نیز حدود آذربایجان را با اندکی تفاوت، در کتابهای تاریخی گذشته شبیه هم قید کرده اند ؛ لاکن در هیچکدام از آثار مورخین یاد شده ویا مورخین دیگر قرن های گذشته در ارتباط با نام “ایران” که در آن محدوده جغرافیایی خاصی قید شده باشد دیده نمیشود!
اساساً در تاریخ گذشته چیزی به نام ایران وجود نداشته تا محدوده جغرافیایی خاصی هم به این اسم ثبت شود؛ در حالی که در تاریخ به کرات به نام خراسان، کرمان،فارس وعراق عجم بر میخوریم که هر کدام از اینها مثل آذربایجان محدوده خاص جغرافیایی خودشان را داشته اند؛ مثلاً در عین حالی که منطقه فارس امروزی که به نام استان فارس خوانده میشود با محدوده جغرافیایی قرنهای گذشته خود فرق چندانی نکرده، خراسان سده های پیشین بسیار وسیعتر از استان خراسان امروزی بوده است.
خراسان تاریخی، شامل قسمت وسیعی از کشور افغانستان امروزی و استان خراسان ایران بوده است، که اگر عده ایی امروز بخواهند به خراسان تاریخی اشاره کنند میتوانند خراسان ایران را خراسان غربی و افغانستان را خراسان شرقی بنامند!
در آثار سده های گذشته به ندرت به نام “ایران” بر مخوریم (مثل شاهنامه فردوسی و کتاب جامع التواریخ رشیدی) که این کلمه هم بیشتر در کنار واژه “توران” آمده است مانند:
“به ایران و توران ورا بنده اند
به رای و به فرمان او زنده اند”
که این شعر توسط فردوسی شاعر معروف فارسی گوی در تعریف و توصیف از سلطان محمود غزنوی سروده شده است و فردوسی میخواهد عظمت و قدرت سلطان محمود را هر چه با شکوهتر به نظم در آورد (برای دریافت انعام بیشتر!).
در اینجا ایران و توران مفهوم فرهنگی دارند که “توران “به کلیه مردمانی اتلاق میشود که به زبان ترکی صحبت میکنند و از غرب چین گرفته تا مرز روسیه و بیزانس و اعراب ساکنند، و “ایران” به جماعتی گفته میشود که به زبان غیر ترکی تکلم میکنند و تابع حکومت سلطان محمود هستند و در مناطق وسیع و متفاوتی چون تاجیکیستان، افغانستان، پاکستان امروزی و ایالات خراسان، کرمان و سیستان، فارس، دیلم و عراق عجم آن زمان ساکن هستند . و یا آنچه در “جامع التواریخ رشیدی” به نام “خواقین ایران و توران ” آمده ، معنا و مفهوم توصیفی و فرهنگی دارد نه محدوده جغرافیایی و اقلیمی خاص ومشخص.
حال از بکار گیرندگان واژه ” ایران شمالی” باید پرسید این اصطلاح را با استناد به کدام اسناد و مدارک تاریخی به کار میبرند؟ در حالی که ما در مورد اصطلاح “آذربایجان جنوبی”که یک واژه فرهنگی- تاریخی- جغرافیایی است نه سیاسی و توسعه طلبی؛ حد اقل دو سند تاریخی آوردیم (و اسناد بسیار بیشتر از اینها هم برای ارائه موجود است) که مرزهای جغرافیایی آذربایجان را مشخص می کند و از زمانی که این سرزمین تاریخی در اثر جنگ، دو نیمه شده و هر نیمه سر نوشت سیاسی جداگانه ایی پیدا کرده اند ، ادبا، شعرا و نویسندگان با داشتن ذهنیت تاریخی نه چندان دور، برای نشان دادن اینکه مثلاً یک اثر ادبی ترکی آذربایجانی مربوط به کدام شاعر و نویسنده است و وی در کجای آذربایجان متولد شده و یا سکونت دارد، با گفتن و یا نوشتن آذربایجان شمالی و یا آذربایجان جنوبی، حوزه فعالیت شاعر و یا نویسنده یادشده مشخص شده و از نظر خواننده، اثر یاد شده با توجه به فضای سیاسی و فرهنگی حاکم بر محل زندگی شاعر و نویسنده، تجزیه و تحلیل میگردد؛ حال بکار گیرندگان اصطلاح ” ایران شمالی” با استعمال این واژه چه معنا و مفهومی را دنبال می کنند و چه انتظاری از تجزیه وتحلیل خوانندگان دارند ؟!
با اسناد ارائه شده، در قرون گذشته مرز جغرافیایی که زیر نام “ایران” بیاید وجود نداشته؛ از نظر فرهنگی هم “ایران” زبان و فرهنگ خاصی را تداعی نمی کند که مشترکات زبانی باعث چنین تصوری شود؛ و اگر به تعبیر افراطیون شوونیست،که اصطلاح “ایران شمالی”بیشتر از ذهن معیوب آنها تراوش میکند، ایران مساوی فارس تلقی شود، در این صورت دیگر هیچگونه مشترکاتی هم بین ایرانیان (فارسها) با مردم آن سوی رود آراز باقی نمی ماند ، پس اصطلاح خود ساخته ” ایران شمالی” چه معنا ومفهومی را می رساند؟!
تنها چیزی که باقی می ماند، ادعای ارضی از طرف بکار گیرندگان این اصطلاح است که در چنین شرایطی، خاک کشورهای ارمنستان،گرجستان و جمهوری آذربایجان مورد تهدید قرار می گیرد و شاید روزی علاوه بر ترکمنستان از افغانستان و پاکستان (ایران شرقی) و کشورهای جنوب خلیج فارس (ایران جنوبی) و عراق (ایران غربی) هم ادعای ارضی شود، و یا ممکن است افراطیون پا را از این هم فراتر نهاده ادعاهای ارضی خودرا به مرزهای امپراتوری هخامنشیان تعمیم داده تا کشور مصر نیز برسانند ! که البته، چه در حالت اول و چه در حالت دوم، مجوز به افراطیون سایر کشورها و ملتها هم داده میشود تا با استناد به حاکمیت گذشته اجدادشان به چنین ادعاهایی دست بزنند که در دنیای امروز، هیچ آدم عاقل و بالغی دست به چنین دیوانگی نمی زند ؛ چرا که مردم دنیا نتیجه چنین تفکر مالیخولیایی را در سرنوشت صدام به چشم خود دیدند!!
(۱) آذربایجان در سیر تاریخ ایران،رحیم رئیس نیا،جلد سوم ص ۳۶۵،سال ۱۳۷۹/تاریخ نامه، جلد یک، ص ۵۲۹
(۲) همان کتاب، ص ۷۷/ نزهت القلوب ص ۸۵
زبان مادری و گلایه از همشهریان
زبان مادری و گلایه از همشهریان
http://www.yorgun.blogfa.com/post-126.aspx
من از بیگانگان هر گز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
همشهری باور کن دوستت دارم ، بهترین اوقات من لحظاتی است که با تو هستم ، در بازار ، قهوه خانه ، مقابل دکان نانوایی ، جشن عروسی ، مسجد ، هیئت حسینی ، ماشین خط و ... از با تو بودن لذت می برم ، وقتی تو صحبت می کنی سرا پا گوشم و از سخنان زیبای تو آنچه را که مربوط به فولکور (فرهنگ عامه) غنی مان است می نویسم ، به کرات همچون شاگردی مشتاق در محضر استادی ات نشسته ام و تو با حوصله و گشاده رویی درِ گنجینه ی معلوماتت را به رویم گشوده ای.
تو حافظ و پاسدار زبان شیرین مادریمان هستی ، زبانی که از هزاران سال قبل در بستر اندیشه های اجداد پاکمان جاری است و امروز همچون ودیعه ای گرانبها به ما سپرده شده است ، و حیات ملت ما در همین زبان مادریمان است ، نسلها یکی بعد از دیگری می آیند ، بعد از اندک توقفی می روند و خاک می شوند ، ولی این ملت زنده است و به حیات خود ادامه می دهد ، چون زبان مادریمان زنده است ، با نابودی زبان مادری مرگ یک ملت فرا می رسد و جذب یاخته های ملتهای غیر می شود.
همشهری ، از بعضی هایتان گله مندم ، می خواستم از خانواده هایی شروع کنم که با بچه هایشان فارسی صحبت می کنند و دلم را به درد آورده اند، ولی مصلحت بود ، اول با گله مندی آغاز کنم ، گلایه از همشهریانی که زبان مادریمان را رنجه می دارند ، به صدای بعضی فروشندگان گوش کنید که داد می زنند : انار ساوه ، سبزی ، سبزی خوردن ، ماهی ، هویج ، لبو و ... آیا اهالی شهرمان زبان خود را نمی فهمند که تو به فارسی صدا می کنی ! ؟ یا اگر مثلا به "بالیق" "ماهی" بگویی ارزش آن بیشتر می شود ! ؟ یعنی اسمهای ترکی ساوه ناری ، پئنجر ، سفره پئنجری ، بالیق ، کئشیر ، بینه و... را همشهریانمان نمی فهمند؟
روی "اوشقون" ، نام آشنای ما ، نوشته گذاشتی : "ریواس" ، این کلمه بقدری نامانوس است که اکثر فارسها هم معنی اش را نمی دانند ، این لغت را بنده ی خدایی به سفارش تو از لغت نامه ای پیدا کرده آورده و فروشندگان دیگر از تو تقلید کرده اند ، ما چرا با زبان مادریمان سر جنگ داریم؟ انگار ترکی نوشتن حرام است.
از یک فروشنده پرسیدم چرا به فارسی صدا می کنی : انار ساوه؟! با لحنی که انگار می خواهد چیزی به من یاد بدهد ، گفت : بنویس ببینم چطور می نویسند ، گفتم اگر به فارسی بنویسم می شود انار ساوه ، اگر به ترکی بنویسیم می شود ساوا ناری.
روی مینی بوسهای خط می نویسند : تخته پل ، محله قاضی ، محله امام زاده ، پل خاتون و ... چرا نام اصلی شان را نمی نویسیم : تاختا کورپو ، قاضی محله سی ، ایمامزادا ، خاتون کورپوسو و ... در تابلوی " ساییل لار مچیدی " نوشته اند : "مسجد سایل " ، آیا داشتن پسوند ترکی " لار " در یک کلمه گناه است ؟ !
پدران و مادرانمان برای هر پدیده ی تازه نام ترکی می گذاشتند ، به نامهای ترکی زیر توجه کنید : یول باسان (غلطک بزرگ) ، قیر- قوم (آسفالت) ، قوندارما دیش (دندان مصنوعی) ، دیک دابان باشماق (کفش پاشنه بلند زنانه) ، ات رنگی جوراب (جوراب زنانه نازک) ، اوزون قونج جوراب (جوراب ساق بلند) و... برای محلی نام فارسی در تابلو نوشته نصب می شود ، چرا باید عینا همان را تکرار کنیم ؟ چرا به جای "زنبورداران" و "میدان امام حسین" به زبان خودمان نمی گوییم : "پتک چی لر" ، "ایمام حوسئن مئیدانی"
اینها نمونه هایی بود بیان شد ، درد یکی دو تا نیست ، خودمان هم در بازی ترکی ستیزی رسوبات بجا مانده از خصلت متعفن شوونیستی رژیم منفور پهلوی نقشی به عهده گرفته ایم ، اینها ، یعنی مسخ شدن زبان مردم کوچه بازار ، ریشه زبان مادریمان را می سوزاند ، عوامل دخیل در بوجود آمدن این وضعیت فراوانند.
اما در مورد خانواده های ترکی که با بچه هایشان فارسی صحبت می کنند کار اینها از گلایه گذشته که از دستشان دلم خون است ، اینها اشکهای پنهان دلسوختگان غیرتمند زبان مادری را نمی بینند ، نمی دانند چه ظلم بزرگی در حق زبان مادری و ملت شان روا می دارند ، و چگونه تیشه به ریشه مان می زنند ، به نتایج فاجعه باری که عمل شان برای زبان مادریمان دارد ، واقف نیستند یا اهمیت نمی دهند ، خیلی حرف است در باره اینها ، فقط یک نمونه از حاصل کارشان می گویم : بعضا در خیابانهای شهرمان شاهد صحنه های دردناکی هستیم ، دسته ی دخترانی را می بینیم که فارسی صحبت می کنند ، این دختران فکر می کنند که اگر فارسی صحبت کنند ، مثلا موندشان بالا می رود ، در حالی که سخت در اشتباهند ، جوانان غیرتمند ما در جستجوی هویت خویش اند و از نمودهای بی هویتی و از خود باختگی سخت بی زارند و دلتنگ ، امیدوارم این قبیل پدران و مادران بچه هایشان را تافته ی جدا بافته نساخته و مشکل سازی نکنند ، اینان به هیچ وجه نمی توانند عمل شان را توجیه کنند ، عملی که به نابودی زبان مادریمان می انجامد ، " الدن یاپیشمادینیز ، باری آیاقدان چکمه یین " .
بیر نچه قارتال رسمی کی متحرک اولاراق اوچور لار
Turk Forum Dayanisma, Halkla Iliskiler & Lobi kurulusudur
TURKISH FORUM * WORLD TURKISH ALLIANCE
United We Stand - United We Are Stronger
BIRLIKTEN KUVVET DOGAR
Informing and Activating Turks and Friends World Wide
TurkishForum. com
سخنگوی دولت: مردم اشتباهات رابه دولت تذکر دهند

|
ساری خبرگزاری جمهوری اسلامی: سخنگوی دولت، شهیدان را مرکز قدرت نظام خواند و گفت: دولت نهم با ایثار شهیدان عهد و پیمان بسته و با نهادینه شدن این فرهنگ بر روی کار آمده است. غلامحسین الهام در مراسم یادواره 36 شهید نیاک لاریجان شهرستان آمل افزود: شهادت خمیرمایه این نظام است و خلق و خو و خصلت فرهنگ شهادت طلبی از اهل بیت به ما رسیده است. وی برتلاش خالصانه همهکارگزاران دولت تاکید کرد و افزود: امروز فرهنگ تاختن بر ظالمان که بهعزت و افتخار نظام منجر میشود ناشیاز فرهنگ شهادت است. الهام گفت: امروز پایگاه قدرت ما موشکهای تولید شده در صنعت ما نیست بلکه نیروی انسانی است که برخورداراز فرهنگ ایثار و رشادت است.وی گفت: اگر امروز دشمن جرات تعرض به نظام جمهوری اسلامی را ندارد، مربوط به آثار باقی مانده از رشادتهای شهیدان است که در جامعه تبدیل به فرهنگ شده است. سخنگوی دولت همچنین بر عملیاتی شدن فرهنگ شهادت در امور محوله به همه مسئولان تاکید کرد و گفت: دولت نهم میراث دارفرهنگ شهیدان شده است نه میراث خوار. وی با بیان اینکه دولت نهم با مردم این میثاق را بسته تا در مسیر عدالت حرکت کند گفت:هر کجا که دولت از مسیر منحرف شود، مردم باید اشتباهات را به دولت تذکر دهند. |
نگاهی به جاذبههای روستای صخرهای کندوان

|
کندوان، شگفتانگیزترین روستای آذربایجان شرقی و یکی از شگفتآورترین روستاهای جهان است. نگین آذربایجان. از دور، روستا را به صورت مخروطهایی میبینی با روزنههایی در آن و نزدیکتر که میروی، سوراخها همان پنجرهها و درهایی میشوند که در مخروطها تعبیه شدهاند، بعضی از این سوراخها و روزنهها هم در اثر فرسایش سنگها در دل صخرهها ایجاد شدهاند. خانهای که در آن داخل میشویم، یک اتاق خواب کوچک دارد و یک اتاق نشیمن تقریباً 9 متری و آشپزخانهای به اندازه کف دست که گوشه خانه و پشت پرده قرار دارد. همه زیراندازهای خانه، هنر دست زنان روستا است. پنجره ندارد این خانه، اما داوود میگوید: جای نگرانی نیست. هوا از لابهلای در اتاق میآید و میرود. گردشگران در کندوان داوود، راهنمای گردشگران در روستا است و خود اهل کندوان است و ساکن یکی از همین خانههای صخرهای. او میگوید: زمستانهای کندوان خیلی سرد است، اما داخل خانههای ما زیاد سرد نمیشود و با یک علاءالدین میتوانیم کرانها را گرم کنیم. اهالی، خانههاشان را <کران> مینامند. معماری خانههای صخرهای روستا مربوط به قرنهای 7و 8 هجری است و قدمت بعضی از آنها به پیش از دوران اسلام هم میرسد و همین معماری صخرهایاش هست که آن را این همه معروف کرده است. کندوان بیش از 100 خانوار و تقریباً 700 نفر جمعیت دارد که اغلب به کار کشاورزی و دامداری و صنایعدستی مشغولند. محلیها آن را کندوجان میگویند؛ به دلیل شباهت خانههای کلهقندیشان به کندوی زنبورعسل. این طور حدس زده میشود که حمله مغولها مردم را به این روستای صخرهای سحرآمیز کشانده است. میگویند نخستین کسانی که به کندوان قدم گذاشتند، ساکنان روستایی بودهاند به نام <حیلهور> - در 2کیلومتری غرب کندوان - که در قرن هفتم هجریقمری برای در امان ماندن از حمله مغولها به دشتی در مقابل کندوان کنونی مهاجرت کردند و به تدریج درون کرانها را با دستهای خود خالی کردند و پناهگاهی امن برای خود به وجود آوردند. اینجا حتی محل زندگی دامها در دل سنگ است. حفرههایی سنگی با درهایی چوبی که عکاسان پیدرپی از آنها عکس میگیرند و به بایگانی خود میافزایند.بلندی خانههای مخروطی شکل بیش از 60 متر است و هر یک از آنها دارای 2 تا 4 طبقه هستند. ارتباط طبقات بالایی کرانها با خارج، از طریق پلههای زیبایی از بدنه خودکران امکانپذیر است. طبقه همکف، بیشتر اصطبل و طبقههای دوم و سوم و چهارم مسکونی است. در بعضی موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار هم استفاده میکنند.تعداد دقیق خانهها را به علت پیوستگی شاید نتوان به آسانی حدس زد، اما به نظر میرسد که خانههای این روستا در حدود 100 واحد باشد که در هر طبقه آن معمولاً یک خانوار زندگی میکنند. زیبایی نمای روستا آنچه نمای روستا را جالبتر میکند، تقابل خانههای صخرهای و خانههایی به شیوه روستاهای معمولی است که در پایین کوه در کنار جاده ساخته شدهاند. گویا با گذشت زمان، تعدادی از مردم روستا برای آسودهتر زندگی کردن، خانههای صخرهای را رها کردند و در خانههای آجری ساکن شدند؛ اما زندگی در خانههای سنگی با ابتداییترین شیوه، هنوز از رونق نیفتاده و همین ویژگی است که کندوان را در میان روستاهای صخرهای دیگر برجسته ساخته است. داوود میگوید: در فصل تابستان، به خصوص در شهریورماه، شاهد بیشترین تعداد گردشگر در کندوان هستیم. و شاید بشود از این فرصت نهایت استفاده مثبت را به عمل آوریم و نشان بدهیم که این منطقه چه قابلیتهایی برای جذب توریست دارد. کندوان کجاست؟ کندوان از توابع شهرستان <اسکو> در 65 کیلومتری جنوب تبریز قرار دارد. منطقهای ییلاقی واقع در بین رشتهکوههای <سهند> که مراتع سرسبزش عشایر زیادی را به آن سمت و سو میکشاند. ضمن مقالهای در خبرگزاری میراث فرهنگی خواندم که منطقه خوش آب و هوای کندوان براثر انفعالات آتشفشانی کوههای سهند ایجاد شده است. از دهانههای آتشفشان سهند و دیگر کوههای آتشفشانی در طول هزاران سال مواد مذاب بیرون میآمده است. این گدازهها در طول قرنها روی هم انباشته شده و کمکم برروی آنها پوستهای از سنگ با مقاومتهای مختلف ایجاد گردیده است. تودهها وگدازههای مذاب به دست باد و باران و برف در طی این همه سال به شکل کنونی که به معجزه طبیعت شباهت دارد، درآمده است. تنها روستای صخرهای قابل زندگی کندوان از بین 3 روستای صخرهای در جهان که 2 تای دیگر در <کاپادوکیا>ی ترکیه و <داکوتا>ی آمریکا قرار دارند؛ تنها روستای صخرهای است که زندگی هنوز در آن ادامه دارد. روستاهای کاپادوکیا و داکوتا خالی از سکنهاند وکسانی که در آن آمد و رفت دارند، گردشگرانی از کشورهای دور و نزدیک هستند که جذب و محو تماشای این روستاها و جنبهها و جلوههای توریستی آنها میشوند. در کندوان اما جا برای مسحور شدن، زمینههای بیشتری هست. زندگی از قرن 7 در صخرهها جاری است و مردم همچون مردم روستاهای عادی، زندگی معمولی خود را سپری میکنند. آنچه غیرطبیعی است، برای گردشگران است که گویی چشمهاشان زندگی ابتدایی و غارنشینی را در تمدن امروز باور نمیکند. مسجد روستا با ستونهای سنگی دارای 5 طبقه است که از یک طبقه آن برای نماز استفاده میشده و باقی طبقهها برای امور دیگر. مسجد تقریباً 10 سال است که در حال مرمت و بازسازی است، اما هنوز کار تعمیر آن به پایان نرسیده و در حال حاضر فقط مردان از آن استفاده میکنند. کران مسجد یکی از بزرگترین کرانهای روستا است. این جا رسم نیست که دختران درس بخوانند. نهایت تا سوم راهنمایی. مدرسهای نیست که در آن تحصیل خود را ادامه دهند. دختران یا به قالیبافی مشغولند یا به چیدن گیاهانی همچون گزنه، کاکوتی و... که خشک میکنند و به وسیله شوهران خود، آنها را در بازار کندوان میفروشند. بازاری که وقتی از کنار آن میگذری، بوی مارچوبه و زردچوبه و سبزیهای معطر، نفس تو را تنگ میکنند. یکی از اهالی میگوید: دختر برای چه باید درس بخواند؟! آخرش چه میخواهد بشود؟ کارمندی با شندرغاز حقوق؟... درحالی که میتوانند بدون درس خواندن هم گذران زندگی کنند و با چیدن و فروش همین گلها و گیاهان دارویی، درآمد خوبی کسب کنند.عسل و گیاهانی که مردم کندوان از مراتع میچینند و به عنوان دارو آنها را میفروشند و نیز صنایع دستی، از محصولات مهم این روستا به شمار میرود.همچنین چشمه آب معدنی که یکی از چشمگیرترین جاذبههای کندوان 6 هزار ساله است. آبی که اهالی میگویند دوای هزار درد است و به گفته کارشناسان در درمان سنگ کلیه معجزه میکند. بزرگترین جاذبه گردشگری روستا بزرگترین جاذبه گردشگری این روستای صخرهای، هتل آن است. هتلی که سالها پیش فقط شامل چند خانه صخرهای بود که همگی به یک هتل تبدیل شدند. هتل سنگی <لاله کندوان> که کارگران بومی و غیربومی بیش از 8 سال به خاطر تراشیدن و شکل دادن آن عرق ریختند و زحمت کشیدند تا به این زیبایی درآمده است. هتلی با شبی 120 تا 250 هزار تومان برای هر مسافر. لاله، نخستین هتل صخرهای در کشور است. ورودی این هتل، 5 هزار تومان است. بیبرو و برگرد. و این خود نشان میدهد که چه هزینهای برای ساخت آن صرف شده است. این هتل در اسفندماه سال گذشته با حضور معاون رئیسجمهور، رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری ایران افتتاح شد. ساخت هتل توسط شرکت توسعه گردشگری ایران که جزو بخش خصوصی است، انجام شده است. یک میلیاردتومان تاکنون برای ساخت و فراهم کردن امکانات رفاهی آن هزینه شده است. با کارگران هتل هتل 10 اتاق دارد و قرار است تعداد آنها را افزایش بدهند؛ اما به دست چه کسانی؟ کارگرانی از خود کندوان که 8 سال سنگ برسنگ گذاشتند و آنها را تراشیدند، اما نه بیمه شدند و نه حمایتی از آنان به عمل آمد؟ کارگرانی که به گفته خودشان تا لب به اعتراض گشودند، از هتل اخراج شدند. شاید برای همیشه. کارگرانی که وقتی روبهروی هتل میایستی، هنوز آواز تیشه آنها را میشنوی و به یاد تیشه فرهاد کوهکن میافتی. فرهاد عاشق. و آنان نیز انگار همچون فرهاد، ناکام. یکی در عشق به محبوب و اینان در عشق به زندگی مطلوب و معیشت زن و فرزند. قربان فکری، یکی از کارگران هتل بوده که هیچوقت بیمه نشده است. این طور که خود او میگوید، دستش هم به جایی بند نیست. داروهای گیاهی میفروشد: کاکوتی و گزنه و بادام و فندق و... با صورتی آفتاب سوخته که نشان از پرکاریهای همان روزگاران دارد. قربان میگوید: تراشیدن صخرهها به عهده کارگران بود. کارگرانی از خود کندوان. چون هیچکس مثل خود ما که در صخرهها زندگی میکنیم، از مقاومت صخرهها خبر نداشت. حتی معماران و مهندسان. دستگاه و ماشینی هم در کار نبود؛ چون لرزشهایی که ماشین وارد میکند، احتمال ویران شدن صخرهها را زیاد میکرد. 8 -- 9 سال تراشیدیم و بیرون ریختیم و جان دادیم به یک صخره سنگی و در آخر، آب پاکی ریختند روی دستمان و گفتند: دیگر نیازی به شما نیست! حال آنکه ما فقط خواسته بودیم که ما را بیمه کنند. همین. <د.ن> ادامه صحبتهای قربان را چنین پی میگیرد: ما خیلی به قربان و بقیه رفقا گفتیم همه کاری نکنند. گفتیم که ساخت هتل برابر است با مهجوریت بخشهای دیگر روستا، ولی به گوش هیچکدامشان نرفت. حتی اعضای شورای روستا هم موافق ساخته شدن هتل بودند. آخر هم که بچهها را از هتل بیرون کردند و آنچه را ما پیش از این گفته بودیم، خودشان به چشم دیدند. در آخر میفهمم که همسر خود <د.ن> که این همه سنگ قربان و دیگر <رفقا> را به سینه میزند و این همه ساز مخالف باهتل و عوامل آن را کوک میکند؛ خود کارمند هتل لاله کندوان است. اسماعیل جامعی اسکویی، مدیر هتل لاله کندوان میگوید: هتل هیچ قول و قراری با کارگران نگذاشته بود. هرچه بوده بین آنها و میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی گذشته است. چون مزدکارگران تا دینار آخر پرداخته شده بود، شاید میراث فرهنگی قولهایی در زمینه بیمه شدن به آنها داده بوده باشد که بعید میدانم. الان هم همان کارگران معترض در روستایی نزدیک کندوان که سالها مدفون بوده و به تازگی پیدا شده است، مشغول کارند. جامعی میگوید: کارگران توقع استخدام شدن داشتند، درحالی که بعضیشان اصلاً سواد کافی نداشتند و برنامه ما این بود که نیروهایی استخدام کنیم که بتوانند با مهمانان داخلی روابط عمومی خوبی برقرار کنند و از عهده مهمانان خارجی هم برآیند. بیشتر نیروهای ما دستکم لیسانس را دارند و بعضیشان نیز به یک زبان خارجی مسلط هستند. به گفته جامعی، به هرحال نیروهای هتل در معرفی آن به گردشگران بسیار مؤثرند و سعی دستاندرکاران هتل براین بوده است که نیروها از میان بومیان انتخاب شوند. از اینرو برای استخدام 20 نفر فراخوان دادیم. 10 نفر انتخاب شدند، اما فقط 4 نفرشان پذیرفتند که با ما همکاری کنند. ما از خدا میخواستیم که نیروها از اهالی کندوان باشند، چون الان برای نیروهایی که از <اسکو> تا این جا میآیند، سرویس گذاشتهایم و هزینه رفتوآمدشان را برعهده گرفتهایم که این خود در زمستانها کمی دشوار میشود. جامعی سپس درباره ظرفیت پذیرش هتل میگوید: با 10 اتاقی که فعلاً دراختیار داریم و تمام امکانات رفاهی را هم دارد، اگر تخت اضافی برای اتاقها نگذاریم، میتوانیم 26 نفر را پذیرش کنیم. 26 نفر در 3 نوع اتاق یا <کران>. اتاقهای 120 هزار تومانی که 17 درصد سرویسدهی دارد. اتاقهای 180 هزار تومانی و کرانهای 250 هزار تومانی که 4 تختهاند و جکوزی دارند. جامعی که 28 سال سابقه هتلداری در هتل لاله تهران دارد، معتقد است که امکانات هتل کندوان از هتل لاله تهران خیلی بیشتر است. مدیر هتل میافزاید: در مرحله دوم ساخت هتل که درآیندهای نزدیک آغاز خواهد شد و هماکنون در حال مذاکره با هتلداران مشابه خارجی هستیم، قرار است 30 اتاق دیگر هم به این تعداد بیفزاییم. اتاقیهایی بالقوه که نزدیک همین هتل هستند چسبیده به آن و فعلاً صخرههایی بیش نیستند. گردشگران روستا رفت و آمد گردشگران به کندوان و هتل لاله پس از عید آغاز میشود و تا پاییز ادامه دارد، اما زمستان کندوان، زمستانی سرد و ساکت است. در اینفصل، روستا مسافران زیادی را در خود نمیبیند. از هراس سرما. با وجود امن بودن جادهها و زیبایی طبیعت روستا. بیشتر گردشگران ایرانی هستند؛ چون به گفته مدیر هتل لاله، تبلیغات برونمرزی، زمانبر است و دیر به نتیجه میرسد. جامعی، مدیر هتل میگوید: هنوز خیلی از مردم گمان میکنند که هتل کندوان نزدیک تونل کندوان واقع شده است. کسانی که یکی دو شب را در این هتل سپری میکنند، به من میگویند که ما همیشه برای دیدن هتل کندوان به اطراف تونل کندوان سرک میکشیدیم و فکر میکردیم در جایی نزدیک آن ساخته شده است. درحالی که اگر تبلیغات ما کمی گستردهتر انجام گیرد، این هتل منحصربهفرد شناختهتر میشود و از مهجوری و گمنامی روستا نیز کاسته خواهد شد. |
ایران یک واحد ملت-دولت نیست
ایران یک واحد ملت-دولت نیست
محمدرضا گردیزی
کشور ایران یک واحد دولت-ملت و مردم ایران یک واحد ملت-دولت نیست
اکثر کشورهای جهان مرکب از تک ملت، تک فرهنگ، تک زبان، تک مذهب، تک نژاد و ... نیستند و در آنها بیش از یک زبان و فرهنگ و مذهب و نژاد و ... و به تبع آن بیش از یک ملت وجود دارد. این گونه کشور و دولتها بویژه اگر توده های دارای زبان و فرهنگ و مذهب و .... های متفاوت در آن، به طور تاریخی در مناطق جغرافیائی با مرزهای مشخص و به طور متراکم ساکن بوده باشند، خود بخود در تعریف دولت-ملت و مردم ساکن در آن در تعریف ملت-دولت نمی گنجند. این وضعیتی است که در ایران نیز حاکم است. ایران بعنوان یک واحد کشوری نه تنها از ملتها و ملیتهای گوناگون ساکن در مناطق ملی مشخص تشکیل یافته، بلکه به لحاظ ترکیب ملی یکی از متنوعترین و رنگارنگترین کشورهای منطقه و جهان و به معنی دقیق کلمه کشور و جامعه ای چند ملتی –کثیرالمله است.
یکی از اندکسهائی که در بررسی تنوع و ناهمگنی ملی کشورها و قضاوت در باره درجه کثیرالملگی آنها بکار می رود، اندکس گرین بئرگ (حداکثر یک ٠٠،١= بیشترین تنوع ملی، حداقل صفر ٠٠،٠= هموژن به لحاظ ملی) است. معمولا اگر در کشوری این اندکس بیش از ٠،٦٠-٠،٧٥ بوده و همزمان هیچ گروه ملی (فرهنگی، زبانی، ...) دارای اکثریتی بیش از ٧٥٪-٦٠٪ نباشد، می توان آن کشور را بدون خطا کشوری ناهمگن به لحاظ ملی و کثیرالمله نامید. به عنوان مثال در ایران اندکس تنوع ملی ٠،٧٦ می باشد در حالیکه پرشمارترین ملت ساکن در این کشور یعنی ملت ترک صرفا ٤٥٪-٤٠٪ در صد از جمعیت کشور را تشکیل می دهد، بنابراین ایران کشوری ناهمگن به لحاظ ملی و کثیرالمله است. از طرف دیگر در ترکیه اندکس تنوع ملی ٠،٢٣ بوده و خلق ترک در این کشور به تنهائی بیش از ٨٠٪ در صد جمعیت را تشکیل میدهد، بنابراین ترکیه کشوری به لحاظ ملی هموژن اما دارای اقلیتهای ملی پذێرفته می شود.
این اندکس در هندوستان ٠.٨٣ ؛ در پاکستان ٠.٨٠ ؛ در ایران ٠.٧٦ ؛ در افغانستان ٠.٧٠ ؛ در عراق ٠.٦٥ و در ترکیه ٠.٢٣ میباشد. این به آن معنی است که ایران از زوایه کثیرالملگی در رده کشورهای هندوستان و پاکستان که در صدر کشورهای ناهمگن ملی در جهان جای دارند قرار دارد. همچنین طبق این اندکس تنوع ملی ایران بیش از سه برابر کشور همسایه ترکیه است. جالب توجه است که در میان پنج کشور مذکور در صدر جدول، به جز ایران همه آنها (هندوستان، پاکستان، افغانستان و عراق) واقعیت چند ملتی بودن کشور خود را رسما پذیرفته، هم اکنون دارای چندین زبان رسمی بوده و حتی به شکل فدرال (هندوستان، پاکستان و عراق) اداره میشوند. ایران نه تنها در منطقه بلکه در سطح جهان نیز تنها کشور با اندکس تنوع ملی بسیار بالاست که هنوز واقعیت تنوع ملی خود را نپذیرفته و تضییق و انکار حقوق ملل ساکن در آن، همچنان سیاست رسمی دولتی آن شمرده می شود.
انواع ملتها: ملتهای دارای دولت, ملتهای بدون دولت
رابطه ملتها و گروههای ملی با نهاد دولت ممکن است چندین نوع باشد. در این تعاریف مراد از ملت عمدتا نوعی گروه انسانی با مرزهای فرهنگی به روشنی مشخص شده و غالبا زبانی (زبان اول- سنتی- مادری- تاریخی) و مراد از دولت (در برخی از موارد مترادف کشور) واحد سیاسی تمثیل کننده آن ملت و یا گروه فرهنگی- زبانی است:
١- ملتهای تاریخی Historic nations: ملتهایی که موجودیتشان مسبوق به تشکیل دولتها و یا دولت -ملتهایشان است. این گونه ملل قبل از تشکیل دولتشان نیز وجود داشته اند. در اینجا تشکیل دولت نتیجه و مولود وجود ملت است و نه بر عکس آن. نمونه کلاسیک ملتهای تاریخی، ملت یهود تا تاسیس دولت اسرائیل است. اینگونه ملتها در دوره قبل از تشکیل دولتشان، ملت بدون دولت و در دوره پس از تشکیل دولتشان ملت دولتدار (ملت-دولت، ...) محسوب می شوند.
٢- ملت-دولتها و یا دولت-ملتها (یک ملت-یک دولت) state-nations: ملتهائی که موجودیتشان منوط و همزمان با تشکیل دولتهایشان است. در اینجا ایجاد ملت، نتیجه تشکیل دولت است. در اغلب این دولتها، که در دنیا تعدادشان بسیار نادر و انگشت شمار است، مرزهای سیاسی بین المللی و قلمرو یک دولت، دقیقا با مرزهای جغرافیائی و جمعیتی یک ملت و یا گروه فرهنگی-زبانی منطبق است. این گونه دولتها فقط یک ملت مرکب از مردمی به لحاظ فرهنگی و زبانی و ... واحد و فوق العاده همگون را شامل می شوند، مانند ژاپن در آسیا، ایسلاند در اروپا، لسوتو در آفریقا و میکرو دولتهائی مانند شهر واتیکان و لیختن اشتاین. متضاد دولت-ملت و یا ملت –دولت، دولت و یا کشور چند ملتی است. کاربرد تعبیر ملت-دولت و یا دولت-ملت در مورد کشورهائی که دارای بیش از یک ملت و یا بیش از یک گروه زبانی اند از جمله ایران - از آنجائیکه اینگونه دولتهای چند ملتی دقیقا در نقطه مقابل دولت-ملت قرار دارند - مطلقا نادرست است. یک کشور کثیرالمله مانند ایران خودبخود و اتوماتیکمان در خارج از مقوله ملت-دولت و یا دولت-ملت جای میگیرد.
٣- ملتهای بدون دولت (با سرزمین) Stateless Nations: ملتهایی که دولتی از آن خود ندارند. این گونه از ملتها بر سرزمین و نیاخاک خود کنترل و حاکمیت سیاسی ندارند و بین دو و یا چند دولت همسایه تقسیم شده و یا در درون یک کشور، توسط قدرتهای استعماری از حق حاکمیت ملی خود محروم گردیده اند. ملتهای بدون دولت، اکثریت مطلق ملل جهان را شامل می شوند و تعداد آنها بالغ بر ١٦٠٠ ملت تخمین زده می شود. بسیاری از ملتهای بدون دولت به نحوی در حرکات آزادیبخش ملی درگیرند مانند آلبانیاییهای کوسووا؛ ولشها و اسکاتها در بریتانیا؛ و تامیلها در سریلانکا. در ایران همه ملل به جز فارسها ملل بدون دولت تحت انقیاد ملی قوم فارس و حاکمیت استعماری فارسستان شمرده می شوند. مانند ترکهای آزربایجان جنوبی، قاشقای یورد و افشار یورد؛ کردها، عربها، لرها، ترکمنها، بلوچها، لارها، گیلکها، مازنیها و غیره.
٤- ملتهای بدون دولت و بدون سرزمین: در دهه های اخیر و با دگرگونی در عرصه حقوق بین الملل، ضرورت وجود سرزمین و یا وطن برای گنجانیده شدن یک ملت در مقوله ملت بدون دولت از میان برداشته شده است. بنابراین اکنون در حقوق بین الملل امکان شناخته شدن ملتی به عنوان ملت بدون دولت، حتی بدون وجود وطنی از آن آن ملت متصور است. نمونه کلاسیک این قسم از ملتهای بدون دولت و بدون سرزمین نیاخاکی، رومانهای اروپا (کولیها) می باشند.
٥- دولت- ملتهای قسمی Part nation-states: دولتهائی که صرفا بخشی از یک ملت و نه همه آن را شامل می شوند. مانند بسیاری از دولتهای عربی و یا آمریکای لاتین و دولت جمهوری آزربایجان که بر بخشی از سرزمین آزربایجان حاکم بوده قسمت کوچکی از ملت ترک آزربایجانی را نمایندگی می کند.
٦- دولتهای چندملتی (کثیرالملله) Multinational states: در این دولتها بیش از یک ملت مستقل وجود دارد، مانند نمونه های کلاسیک ایران، هندوستان، لیبریا و نیجریه
٧- دولتهای دوملیتی Bi-National States: نوع خاصی از دولتهای چندملتی. در این دولتها اساسا دو ملت وجود دارد مانند چکسلواکی سابق مرکب از دو ملت چک و اسلواک، بلژیک مرکب از دو ملت والون و فلامان، قبرس (تا قبل از تشکیل جمهوری ترک قبرس شمالی) مرکب از دو ملت ترک و روم (یونانی).
٨- دولتهای بدون ملت nationless state: بعضی صاحبنظران دولتهایی را که دارای ملت تاریخی نباشند دولت بدون ملت نامیده اند مثل نمونه کویت و دیگر شیخ نشینهای خلیج عربی.
٩- یک ملت- دو دولت: گونه ای از دولت- ملتهای قسمی. در این مقوله، یک ملت دارای دو دولت است. اینگونه موارد معمولا پس از تجزیه یک ملت-دولت بدلائل گوناگون ایجاد میشود. ابداع این مفهوم را از آن دولت جمهوری خلق چین می دانند. این دولت معتقد است که مردم چین در خاک اصلی و جزیره تایوان یک ملت اما دارای دو دولتند. نمونه های دیگر یک ملت-دو دولت، دولتهای رومانی و مولداوی و کره جنوبی و شمالی اند که هر کدام بخشی از ملت رومن و کره را در احاطه داشته نمایندگی می کنند.
ملت-دولت، صرفا نوعی از ملت است، نه مساوی با آن
مفهوم "ملت" را نباید با "ملت – دولت" که یکی از انواع آن است یکی فرض نمود. تعریف مفهوم دولت-ملت به شکل کاملا نادرست و حتی من درآوردی و یکی شمردن ملت با ملت-دولت یکی از عوامفریبیهائی است که نخبگان قومیتگرای فارس و دولت ایران در رابطه با مساله ملی در ایران با موفقیت جا انداخته اند. اینان ادعا می کنند: "بنا به تعاریف جدید علوم اجتماعی منظور از دولت-ملت این است که ملت فقط در صورت داشتن دولت معنی پیدا می کند و بوجود می آید؛ ملت با دولت تعریف میشود؛ ملت یعنی دارای دولت؛ همه اتباع یک دولت، جزء یک ملتند؛ هر دولت موجود در دنیا دارای فقط یک ملت است و ...." و با این تعاریف نادرست نتیجه می گیرند "از آنجائیکه کشور ایران دارای یک دولت است، نمیتوان آن را کشوری کثیر الملله نامید و یا در ایران ملتی واحد بنام ایران وجود دارد".
اینگونه تعاریف قومیتگرایانه فارسی از دولت –ملت، تحریف آگاهانه این پدیده جامعه شناسانه است. ملت نه در علم جامعه شناسی و نه در علوم سیاسی جدید صرفا با دولت و بر مبنای آن تعریف نمیشود و مترادف و مساوی دولت-ملت نیز قلمداد نمیگردد. ملت-دولت تنها یکی از فرمهای قابل تصور ملتها و یا رابطه متصور بین ملت و دولت بوده فرمهای دیگری از آن مانند "ملتهای بدون دولت"، "دولتهای دو ملیتی"، "دولتهای چند ملیتی" و .... نیز وجود دارند. ملت- دولت یعنی ملتی که ایجادش منوط و همزمان با تشکیل دولتش بوده و یا دولتی که تشکل آن همزمان با تشکل ملت ساکن در آن است. اینگونه ملتها بوجود آمدن خود را مدیون بوجود آمدن دولت خویش هستند. اما فرم گرفتن ملتهائی پس از تشکیل دولتشان، به آن معنی نیست که همه ملتها لزوما بعد از تشکیل دولت بوجود می آیند و هویت ملی صرفا می باید بر اساس دارا بودن دولت و یا در قالب دولت-ملت تعریف شود. برخلاف این ادعا، فرض و یا تئوری قومیتگرایان فارس در بسیاری از نقاط جهان گروههای ملی دارای مشخصات مشترک گروهی بسیار نیرومندتر و ریشه دارتر دیگری مانند زبان، باورهای تاریخی و نیاخاک و ..... نیز هستند که بسته به شرایط مشخص وجود شماری از این مشخصات مبنای تعریف ملت قرار میگیرد و بر اساس آن حقوق ملی ملتها و ملیتها چه دارای دولت و چه بدون دولت، طلب شده و تامین میگردد. از طرف دیگر بسیاری از کشورهای جهان در حالیکه کثیرالمله اند دارای یک دولت اند. به عبارت دیگر بسیاری از ملل، دارای دولت از آن خود نیستند و دقیقا به همین دلیل نیز در بسیاری از اینگونه کشورها که دارای یک دولت اما چند ملت اند، مبارزه در راه احقاق حقوق ملی (و نه قومی)، حق اداره امور خود و حق تعیین سرنوشت در فرمهای فدرالیسم و یا استقلال در جریان است.
ملل تقسیم شده و قالب تنگ ملت-دولت
یکی از نقصانهای یکی گرفتن دو مفهوم جداگانه "ملت" با نوع خاصی از آن که "ملت-دولت" نامیده می شود، ناتوانی این نگرش و بروز آشفتگی در تبیین وضعیت "ملل تقسیم شده دارای دو دولت" است. طبق این نگرش از آنجائیکه دو دولت کره وجود دارند، بنابراین دو ملت کره نیز موجودند، و یا هنگامی که دو آلمان غربی و شرقی و دو ویتنام جنوبی و شمالی وجود داشت، دو ملت آلمان و دو ملت ویتنام نیز موجود بود. بر خلاف این نگرش نادرست هم ملت آلمان و هم ملل کره و ویتنام فارغ از تعداد دولتهایشان، همواره یک ملت واحد بودند که توسط مداخلات خارجی بین آلمان شرقی و غربی، کره جنوبی و شمالی و یا ویتنام شمالی و جنوبی تقسیم شده بودند (ویا شده اند).
از دیگر ناتوانیهای این نگرش، تبیین وضعیت "ملل تقسیم شده بدون دولت" است. بنا به این نگرش ترکان جمهوری آزربایجان یک ملتاند زیرا دارای دولت خویش اند ولی ترکهای آزربایجانی ایران که در طول تاریخ موسس دهها امپراتوری، دولت و خانات مستقل بوده اند، و با جمعیتی پنج برابر جمعیت آزربایجان شمالی مستحق ملت نامیده شدن نیستند، زیرا در حال حاضر دارای دولتی ملی از آن خود نمی باشند. باز طبق این نگرش نادرست، یهودان در آمریکا قوم اند و در اسرائیل ملت و یا آلمانهای روسیه و رومانی به آن سبب که دولتی مستقل ندارند قوم آلمانی اند. بر خلاف این دیدگاه که مطابق امیال و اهداف ناسیونالیستی خود، موجودیت ملت را تنها با تشکیل دولت می پذیرد و به رسمیت می شناسد، ترکهای آزربایجانی ملتی تقسیم شده اند که در شمال دارای دولت ملی خود بوده و در ایران به شکل ملت بدون دولت تحت انقیاد قوم و دولت فارس زندگی می کنند، و یا آلمانیهای رومانی و روسیه بخشی از ملت آلمان هستند که در کشورهای مذکور به شکل اقلیتی ملی ساکن اند.
ملت شدن امری خلق الساعه و کاری یک شبه نیست
همچنین ملت- دولت به معنی تبدیل قوم به ملت پس از تشکیل دولت و یا اینکه هر ملت حتما و لزوما دارای دولتی از آن خویش است و در غیر این صورت در فرم قوم می باشد درست نیست. این نگرش استاتیک ناشی از ناآگاهی از رابطه بین دو مقوله "ملت" و فرم خاصی از آن یعنی "ملت-دولت"، روندهای اساسی و مفاهیمی مدرن مانند "ملت شوندگی" و "ملت بدون دولت" است. بنا به این تئوری فرمال، ملت شدن امری خلق الساعه است. به عنوان مثال اگر نیرویی خارجی در کوتاه مدت سیستم یک دولتی (یونیتار) در کشوری را به چند دولتی (فدرال) تبدیل کند و یا به چند دولت تجزیه نماید، یک شبه اقوام آن کشور تبدیل به ملتها می شوند. طبق این نگرش ملل کروات، اسلووئن، بوشناک، اسلواک، چک ویا بنگلادشی تا پیش از فروپاشی یوگسلاوی و چکسلواکی و یا جداشدن از پاکستان وجود نداشته اند. حتی طبق این نگرش می بایست قبول کرد که ترکهای آزربایجان پیش از فرار رضاخان از ایران قوم بوده اند، به سال ١٣٢٤ در زمان پیشه وری و با تاسیس دولت ملی آزربایجان تبدیل به ملت شده اند و یک سال بعد پس از ساقط شدن دولتشان توسط ارتش پهلوی دوباره تبدیل به قوم گردیده اند.
حال آنکه روند تشکل و تکامل ملتها اینچنین نبوده و مفاهیم قومیت، ملیت و دولت وابسته به یکدیگر نیستند. با تشکیل دولتهای گوناگون در کشوری چند قومی (چه به شکل فدراتیو و چه با تجزیه کشور)، قوم ها دفعتا تبدیل به ملت ها نمیشوند. بلکه بر عکس، تاسیس دولتهای فدرال و یا چند دولتی شدن یک کشور چندملتی پس از تجزیه آن، نتیجه محتوم و محصول کثیرالملگی است. و این، عمدتا عاقبت محتوم کشورهایی است که مدیران نااهل آن علی رغم چند ملتی و کثیرالمله بودن کشورشان، بر ادامه سیستم یونیتار پای میفشارند. در این موارد تشکیل دولت ملی، نقطه نهایی روند تکامل درازمدت ملتهای بدون دولت و گذار سریع آنها به نوع و مرحله دیگری از ملت بودن یعنی ملت-دولت بودن است و نه بوجود آورنده ملتها. تشکیل دولت از سوی ملتهای بدون دولت، نشانگر و محصول بلوغ آن ملت است و نه موجد آن ملت.
طرق ایجاد ملت-دولت در کشورهای کثیرالمله
تبدیل یک کشور کثیرالمله به فرم ملت-دولت به لحاظ تئوریک از سه طریق زیر میسور است:
یک- بازسازی نظام آن کشور به شکل مجموعه ای فدرال و یا کنفدرال مرکب از چندین واحد دولت-ملت با حقوق برابر. در این سیستم تعداد واحدهای دولت-ملت به تعداد ملل ساکن در آن است. این طریق در بسیاری از موارد راه حلی موقتی شمرده می شود.
دو- تجزیه کشور به واحدهای ملی و تشکیل دولت-ملتهای مستقل هر کدام از این واحدها. نمونه این روند در سالهای اخیر در کشورهای چکسلواکی و قسما در یوگسلاوی و شوروی سابق مشاهده شد. در این طریق، تعداد کشورها و یا دولت-ملتهای جدید به تعداد ملل ساکن در آن قبل از تجزیه است. این طریق حل نهائی و بهینه بغرنج ایجاد دولت-ملت در کشوری کثیرالمله است.
سه- تبدیل کشور به کشوری یک ملتی از طریق اجرای سیاستهای یکسان سازی ملی و امحاء ملل ساکن در آن کشور. هم موفقیت این شق که به معنی نابودی ملل ساکن در یک کشور است و هم عدم موفقیت آن که منجر به کشمکش ملی و جنگهای داخلی خواهد شد فاجعه ای انسانی و سیاسی است. این وضعیتی است که از یک صد سال پیش در کشور کثیرالمله ایران حاکم است.
در شق سوم، تا زمان امحاء و نابودی کامل ملل غیر حاکم، قومیت حاکم (قوم فارس در نمونه ایران) "ملت دارای دولت"، و ملل محکوم (ملل ترک، عرب، لر، کرد، بلوچ، ترکمن، لار، گیلک، مازن، .... در نمونه ایران) "ملتهای بدون دولت Stateless nation" شمرده می شوند. در اینگونه کشورهای چندملتی، نظام حاکم که سر ستیز با واقعیات جهان خارج و تکثر و تنوع جوامع انسانی دارد، به نیت ملت-دولت شدن، در صدد تشکل و آفرینش ملتی یکپارچه، با زبان واحد و تاریخ و فرهنگ یگانه بر می آید. اساس ایدئولوژی اینگونه نظامها که بر نفی تکثر ملی مردمان یک کشور قرار دارد مصداق کامل نژادپرستی کلاسیک بوده و در عمل با ملقمه ای از سیاستهای توتالیتار-فاشیستی و استعماری به پیش رانده می شود.
مولفه های خیالی در تشکل وهم "ملت ایران"
در نمونه ایران نیز که در شق سوم می گنجد، دولتین پهلوی-جمهوری اسلامی با الگوبرداری نادرست از ناسیونالیسم اروپایی قرون ١٨ و ١٩، برای خود گمانی از چیزی یکپارچه به نام "ملت ایران" با زبان یگانه، فرهنگ یگانه، هویت ملی یگانه، تاریخ یگانه و.... آفریده اند. اما از آنجائیکه همچو ملت و هویت و تاریخ و زبانی در ایران موجود نیست، مجبور به ایجاد کردن این وهم "ملت ایران" در قالب نژاد یگانه آریائی، تاریخ یگانه ایران زمینی، هویت ملی یگانه ایرانی و زبان ملی یگانه فارسی از طریق نابود ساختن ملل، هویتها و زبانهای ملی واقعا موجود در ایران و جایگزینی آنها با هویت و زبان قوم فارس، جعل و بازنویسی تاریخ و..... شده اند. این دو دولت در طول قرن بیستم، در زیر نمای دولتـ ملت اما به واقع به اسم حاکمیت قوم و قومیتگرایی فارس و به نام فرمانروایی خود با خشونت تمام دست ملل دیگر ساکن در ایران را از قدرت کوتاه کرده و آنها را سر جای خود نشانده اند.
با آشکار شدن افلاس این روش خشن و سیاست رسمی دولت ایران، نخبگان قومیتگرای فارس معروف به سراسری در پوشش جمهوریخواه و لیبرال و .... ، به روشهای نرمتر نوینی اما به نیت دفاع از تحقق همان پروژه ضدانسانی ایجاد یک دولت-ملت در ایران کثیرالمله از طریق ملتسازی-فارسسازی ملل ایران دست یازیده اند. اینان ادعا می کنند ایران یک واحد ملت-دولت است که بر اساس مولفه های تاریخی– اشتراکی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی در صد سال گذشته شکل گرفته است. اما این تلاش نخبگان فارس نیز محکوم به افلاس است، نخست به آن سبب که مولفه هائی که این نخبگان فارس آنرا مبنای هویت ملی و ملت- دولت "ملت ایران" فرض کرده اند، همه خیالی و غیرواقعی است. در ایران یک صد سال گذشته آنچه که بویژه برای ملل غیرفارس هرگز وجود نداشته همان استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی است. و دوم آنکه بین ادراک مفاهیم استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی بین نخبگان و توده فارس و نخبگان و توده منسوب به ملل غیرفارس شکافی معظم وجود دارد.
مفهوم تازه "هویت ملی ایرانی"
کاربرد نابجای مفهوم "هویت ملی" در مورد ایران مشکل دیگری دارد و آن جایگزینی نادرست سه مفهوم موجود تاریخی، زبانشناسانه و مدرن "هویت ایرانی" با مفهوم تازه و غیرموجود "هویت ملی ایرانی" است. گرچه بی گفتگو در درازنای تاریخ و اکنون نیز مفهومی به اسم "ایرانی" و "هویت ایرانی" وجود داشته، اما این هویت دارای مضمون ثابتی نبوده است. هویت ایرانی بویژه در مقاطع گوناگون گذشته دور دارای یکی از بارهای اسطوره ای-افسانوی، دینی-مذهبی و یا نژادی-تباری بوده و از قضا بیش از آنچه امروز ایران نامیده می شود با افغانستان و آسیای میانه پیوند داشته است. اکنون نیز در علم زبانشناسی "ایرانی" به معنی خانواده زبانهای ایرانی و در ادبیات سیاسی مدرن "هویت ایرانی"، به معنای تبعه و شهروندان ایران دارای مضمونی شهروندی و تابعیتی است. به همه حال، بر خلاف آنچه قومیتگرایان فارس و دولت ایران ادعا می کنند، نه هویت ایرانی در تاریخ در یکی از مضامین اسطوره ای-افسانوی، دینی-مذهبی، نژادی-تباری و نه هویت ایرانی در زبانشناسی مدرن به معنی خانواده ای زبانی و نه در ادبیات سیاسی معاصر به معنی هویتی شهروندی-تابعیتی، هرگز دارای بار و مضمون ملی نبوده است.
آنچه امروز قومیتگرایان فارس و دولت ایران بر "هویت ایرانی" بار کرده اند، نه مفاهیم تاریخی واقعا موجود در گذشته، و یا معانی زبانشناسانه و مدرن شهروندی آن، بلکه مفهوم ساختگی و جدید "ملی" و در راستای پروژه ملتسازی-فارسسازی است. مراد این دسته از هویت ایرانی، "هویت ملی ایرانی" است. حال آنکه در ایران هرگز هیچ گروه ملی، ملت، اقلیت ملی، زبان، مذهب، نژاد، دین، گرایش جنسی، ... و یا هیچ هویت دیگری بنام "ایرانی" به جز به معنی تابعیت و شهروندی وجود نداشته و ندارد. ایران در گذشته کشوری کثیرالقوم بوده و امروز کثیرالمله است و در میان این ملل نیز، ملت و یا زبانی به اسم ایرانی و در نتیجه هویتی ملی به اسم ایرانی وجود خارجی ندارد. امروزه ایرانی مانند فرانسوی و آلمانی و ایتالیائی و اسپانیائی و غیره صرفا اسم تابعیت و وصف شهروندی است نه ملت و ملیت. ایرانی، صرف نظر از منشاء فرهنگی، زبانی، ملی و نژادی، کسی است که شناسنامه و گذرنامه این کشور را داراست. به عبارت دیگر، هویت ایرانی در رابطه با داشتن تابعیت دولت ایران و به معنی برخورداری از حقوق شهروندی و حمایتهای قانونی این دولت از اتباع خویش و نیز به جا آوردن تکالیف شهروندی تعریف میشود، و نه به شکل "هویت ملی ایرانی" و بر اساس عوامل ملی، زبانی، فرهنگی، تاریخی و یا نژادی قومی خاص. همچنین از آنجائیکه "ایرانی" نام ملت و یا قوم و نژاد و تبار و فرهنگ و زبان و یا نام هیچ هویت ملی مشخصی نیست، صحبت نمودن از ملت ایران، ادبیات ملت ایران، موسیقی ایرانی، فرش ایرانی، مینیاتور ایرانی، فرهنگ ایرانی، عرفان ایرانی، نقاشی ایرانی، رقص ایرانی، آشپزی ایرانی، روح ایرانی، فلسفه ایرانی ... نیز به همان اندازه سخن راندن از "هویت ملی ایرانی" بی پایه، نفی آشکار کثیرالملگی ایران، انکار نمودن وجود و هویت ملل ساکن در این کشور و نتیجتا گفتمانی نژادپرستانه و پان ایرانیستی است. در ایران، ملت، فرهنگ، زبان، موسیقی، فرش، رقص، آشپزی ... ترکی، بلوچی، عربی، لری، فارسی، ترکمنی، کردی، گیلکی، لاری و مازنی و ... وجود دارند اما ملت و فرهنگ و ... ایرانی وجود ندارد.
روند ملت شوندگی موفق از پائین
در ایران قرن بیستم دو پروسه موازی اما متضاد در جریان بوده است. پروسه نخست، روند طبیعی ملت شوندگی گروههای ملی غیرفارس مانند ترکها، کردها، ترکمنها، بلوچها، عربها، لرها و غیره در تاریخ معاصر است. پروسه دوم، روند آفرینش ملت نوی فارس زبان و شیعه امامی مذهب بنام ایران از طریق کمرنگ کردن مشخصه ها و مولفه های هویت ملی گروههای ملی ساکن در ایران و آسیمیلاسیون این گروهها در قوم فارس و امحاء این ملل و هویت ملی آنها از سوی دولتین پهلوی و جمهوری اسلامی است. هر دوی این روندها خود را به شکل ملتسازی و تعریف هویت ملی بر اساس آفریدن، تبلیغ و تثبیت مولفه هائی مانند زبان و خط مشترک، سرزمین و نیاخاک مشترک، فرهنگ، سنن و آداب مشترک، تاریخ سیاسی مشترک، باور و اعتقادات دینی و مذهبی مشترک، موسسات و نهادهای ملی مشترک، پرچم و سرود ملی مشترک، واحدهای اندازه گیری و گاهشماری مشترک و ... بروز می دهند.
روند ملت شوندگی ملل عمده ساکن در ایران که در گذشته کلا بسیار کند، ناپیوسته و ناپایدار بود، امروزه با حوادث و دگرگونیهای منطقه ای و جهانی بویژه در سه ده اخیر شتابی بسیار به خود گرفته است. عمده این حوادث و دگرگونیهای منطقه ای و جهانی موثر بر روند ملت شوندگی ملل ساکن در ایران عبارتند از: سقوط اتحاد جماهیر شوروی و ظهور دو دولت-ملت آزربایجان و ترکمنستان در جوار ایران، سقوط رژیم طالبان و بعثی در همسایگی ایران و رسمی شدن زبانهای گروههای ملی ساکن در افغانستان و عراق، گسترش تکنولوژی ماهواره ای و اینترنت، انقلاب انفورماتیک، تبادل آزاد اطلاعات، گذر جوامع ترک به خط لاتینی ترکی، تثبیت و تعمیق نظام لائیک و حقوقی در ترکیه و آزربایجان و دیگر کشورهای ترک زبان و صعود اقتصادی ترکیه به جرگه بیست قدرت اقتصادی نخست جهان، روند جهانی شدن و جهانی شدن اصول حقوق بشر،....
تاسیس دولت جمهوری اسلامی و ناتوانی و افلاس فزاینده این دولت در مدیریت عقلانی مساله ملل در ایران نیز نه تنها شکافهای هویتی قومی، منطقه ای، زبانی و ... همیشه موجود مردمان این کشور را بسیار عمیقتر کرد بلکه به عنوان واکنش، منجر به ارتقاء سطح و تبدیل ماهیت آنها به شکافهای ملی، بیدار شدن شعور ملی خفته ملل ساکن در ایران و برانگیخته شدن شدید تمایلات رادیکال ناسیونالیستی در میان آنها بویژه ترکان ایران و آزربایجان جنوبی شد. با بازگشت دولت جمهوری اسلامی به سیاستهای نژادپرستانه رژیم پهلوی و پیروی این دولت از سیاستهای فارسگرایانه افراطی در دهه اخیر، شکافهای هویتی و ملی فزاینده مردمان ایران به سرعت در حال تبدیل شدن به تقابل آشکار ملتهای ساکن در آن و ورود به فاز تعارض می باشد.
شکست کامل پروژه ملت سازی از بالا
پروژه ملت سازی از بالا واقعیت سیاسی نظام ایران در سده اخیر بوده و بر اساس ایده کهنه متعلق به یک سده پیش یعنی ایجاد دولت – ملت در یک کشور کثیرالمله و جامعه ناهمگون ملی - زبانی از طریق نابود کردن همه ملل ساکن در ایران به جز یکی از آنها –فارسها- توسط دولتین پهلوی-جمهوری اسلامی پایه گذاری شده است. ساختار دولت یونیتار و تمرکز سیاسی فوق العاده، سیستم یکپارچه شده اقتصادی ـ سیاسی کشور، نظام آموزش و پرورش سراسری مبلغ پروژه ملتسازی و فارسسازی دولتی، نفوذ دادن زبان بیگانه فارسی به کنه جوامعی ایران توسط ماشین آموزشی فراگیر، به کار بردن رسانههای سراسری همگانی در جهت محو هویتها و زبانهای ملی و جایگزین کردن هویت و زبان قوم فارس به جای آنها،... هم در دوره پهلوی و هم در دوره جمهوری اسلامی نقشی بسیار اثرگذار در جهت خنثی کردن و متوقف ساختن مقطعی روند طبیعی ملت شوندگی گروههای ملی ساکن در ایران بازی کرده اند. چنانچه می توان گفت روند ملتسازی تصنعی - فارسسازی تحمیلی، در مقاطعی از زمان در میان طبقاتی از فارسزبان ایران و همچنین لایه های باریکی از طبقات میانه شهری و حکومتیان منسوب به ملل غیرفارس بویژه ترکان که از آموزش فارسی برخوردار و "تاریخ ملی" به روایت رسمی به آنها تلقین شده بودند، به درجه معینی از مقبولیت نائل گردیده است.
با اینهمه می توان گفت در ایران پروژه ملتسازی دولتی، یعنی پدید آوردن ملت یکپارچه از راه برنامهریزی و اجرای آن به دست دولتی که خود را نماینده و ولی و قیم مردم و ملل ایرانی میداند اکنون با شکست کامل مواجه شده و کلا متوقف گردیده است. برخی از نخبگان فارس علل شکست پروژه ملت-دولت و ملتسازی-فارسسازی در ایران را ناشی از عواملی مانند کوتاهی زمان، سستی بنیانهای ملی، ضعف و پوسیدگی فرهنگی، نبود زیرساختهای اقتصادی ـ سیاسی یگانه گر و نهادهای پایدار کنندهی آن، نبود روح ملی و ... دانسته اند. اما واقعیت عریان آن است که پروژه ملت-دولت سازی در ایران اساسا به سبب کثیرالمله بودن این کشور شکست خورد و پس از این نیز هر تشبثی برای احیای آن – مانند آنچه دولت جمهوری اسلامی در صدد تحقق آن است - محکوم به شکست می باشد. هرگز نباید فراموش کرد وحدت ملی ظاهری که در میان مردمان ایران دیده می شود صرفا ناشی از جبر دولتی است و به عنوان قاعده عمومی و تثبیت شده در تاریخ معاصر ایران، با فروپاشیدن ساختار دولت ظاهرا ملی و از میان رفتن قدرتی که آن وحدت ظاهرا ملی را به زور نگاه داشته، آن وحدت ظاهری نیز به شتاب از هم می پاشد.
مصالح و منافع ملی متضاد ملل ساکن در ایران
یکی دیگر از نشانه های مهم شکست کامل پروژه ملتسازی دولتی و تصنعی در ایران، فرم نگرفتن مفهوم "مصالح و منافع ملی" در میان مردمان این کشور است. بگونه ای که در ایران هنوز کسی چیزی به نام "مصالح و منافع ملی" نمیشناسد. برعکس چیزی که عملا وجود دارد تخالف و حتی تضاد بارز مصالح و منافع ملی ملل ساکن در ایران است. آنچه که دولتین پهلوی-جمهوری اسلامی بنام مصالح و منافع ملی تبیین و تئوریزه کرده اند نیز چیزی به جز منافع و مصالح فرضی قوم فارس نیست و در تعارض آشکار با مصالح و منافع ملی کلیه ملل ساکن در ایران حتی فارسها و بویژه ملت ترک و آزربایجان جنوبی قرار دارد.
به عنوان نمونه کافی است که به موارد زیر دقت شود:
-تبلیغ زبان و خط فارسی به عنوان زبان و خط ملی و مشترک همه ایرانیان و اساس گرفتن زبان فارسی در تعریف هویت ملی ایرانیان و ملت ترک، بلکه زبان رابط و علمی منطقه ای؛
-مخالفت با گذار ایران و کشورهای همسایه و منطقه بویژه عراق و افغانستان به سیستمهای مدرن، لائیک و فدرال ملی؛
-دست اندازی و زیاده خواهی از منابع آبی و زیرآبی دریای خزر متعلق به جمهوری آزربایجان؛
-فعالیت در راستای دستیابی به تکنولوژی و سلاح اتمی، تشدید مسابقه تسلیحاتی و نظامیگرایی در منطقه؛
-تحریک آنتی سمیتیزم در خارج همزمان با تشدید تضییق حقوق اعراب در داخل و تشدید معضل فلسطین-اسرائیل؛
-پیش راندن سیاستهای استعماری در رابطه با اعراب ایران و منطقه از جمله استثمار بیرحمانه منابع نفتی الاحواز (عربستان ایران)، ادعای تملک ارضی بر جزایر عربی و خلیج فارس نامیدن خلیج عربی؛
-حمایتهای تلویحی و آشکار از تصرف و اشغال اراضی ملل مسلمان منطقه توسط سیاستهای توسعه طلبانه روسی و ارمنی و یونانی و هندی و چینی و .... در چچن، قاراباغ، قبرس، کشمیر، اویغورستان (سین کیانگ) و ....."
این موارد که ترکیبی از سیاستهای کلان استراتژیک و خطوط قرمز دولت جمهوری اسلامی اند، تماما بر ضد منافع و در استقامتی کاملا مخالف مصالح ملت ترک ساکن در ایران و آزربایجان جنوبی قرار دارند. مصالح و منافع ملی ملت ترک ساکن در ایران در این موارد را می توان به این شکل خلاصه نمود:
-ممانعت از تحمیل راسیستی زبان فارسی در مناطق ترک نشین ایران، تقویت همه جانبه موقعیت زبان ترکی و خط لاتین آن به عنوان زبان و خط ملی و رکن رکین هویت ملی خلق ترک، به موازات زدودن زبان تحمیلی فارسی از صفحه آزربایجان، تبلیغ زبان ترکی به عنوان زبان رابط و علمی ایران و منطقه؛
-پشتیبانی کامل از گذار ایران و کشورهای همسایه و منطقه بویژه عراق و افغانستان به سیستمهای مدرن، لائیک و فدرال ملی؛
-مخالفت با زیاده خواهیها و توسعه طلبیهای دولت فارسگرای ایران از منابع آبی و زیرآبی دریای خزر، حذف عنصر فارس از طرف ایرانی میز بررسی و مذاکرات این مسائل و جایگزینی آن با صاحبان اصلی این منابع یعنی ملل ترک، گیلک، مازنی و ترکمن در طرف ایرانی این میز؛
-مخالفت صریح با دستیابی قوم و حاکمیت نژادپرست و بنیادگرای فارس با دستیابی به تکنولوژی و سلاح اتمی، پایان دادن به مسابقه تسلیحاتی و سیاستهای نظامیگرایی در منطقه؛
-حمایت از حل مسالمت آمیز مساله فلسطین و اسرائیل و تشویق به شناسائی و ایجاد برقراری روابط همه جانبه با دولتین اسرائیل و فلسطین، محکوم نمودن سیاستهای آنتی سمیتیزم دولت در خارج و ضدعربی در داخل؛
-همیاری و همپیمانی با اعراب ایران و منطقه در مقابله با هوسهای توسعه طلبانه فارسی و فارسستانی در الاحواز (عربستان ایران)، جزایر عربی و خلیج عربی؛
-حمایت از پایان دادن به اشغال اراضی مسلمانان منطقه و سیاستهای توسعه طلبانه دولتهای روسیه، ارمنستان، یونان، هندوستان، چین در چچن، قاراباغ، قبرس، کشمیر، اویغورستان (سین کیانگ) و ....، افشاء و محکوم نمودن رل قومیتگرایان فارس و دولت جمهوری اسلامی در این اشغالگریها.
عضویت چهار ملت ایرانی در سازمان ملل بدون دولت
پس از یک قرن تقلا برای ملت سازی دولتی از بالا، هنوز در این کشور ملتی بنام ملت ایران و هویتی بنام هویت ملی ایرانی در کار نیست. این پروژه در ایران به دلایل بسیار به تمامیت نرسید و حس تعلق ملی به جز لایه هایی از جوامع شهری فارسزبان فراگیر نشد و بویژه به میان توده ملل غیرفارس ساکن در این کشور نفوذ نکرد. شعور و تعلق ملی ملل ساکن در ایران به هویت و زبانهای ملی خود، مانع از فریفته شدن آنها به دروغ هویت ملی ایرانی و رضایشان به تحلیل در بوته ملت ایران اما بواقع قوم فارس شد. امروزه دولتمداران و نخبگان فارس حاکم بر ایران، دیگر قادر به دفاع از ایدئولوژی رسمی نظام و فریفتن بخش بزرگی از افکار عمومی داخلی خود نمی باشند. دفاع از ایدئولوژی رسمی نظام، ملزم به ادامه انکار موجودیت سیاسی، تاریخی و فرهنگی ملل گوناگون و در راس آنها ملت ترک در ایران می باشد. همچو خطائی به صورت تشدید و تعمیق شعور ملی در میان ملل غیرفارس ایران باز تولید خواهد شد.
در حال حاضر از میان ملتهای بدون دولت ساکن در ایران چهار ملت ترک، عرب، کرد و بلوچ عضو رسمی سازمان ملل بدون دولت اند (http://www.unpo.org/). این حادثه تنها نمونه کوچکی است که نشان می دهد روند ملت شوندگی از پائین و بلوغ سیاسی گروههای ملی ساکن در ایران وارد فاز غیرقابل بازگشت خود شده است. با عضویت چهار ملت عمده ساکن در ایران در سازمان ملل بدون دولت، کسانی که هنوز اصرار به وجود مفاهیمی مانند "ملت ایران" و "هویت ملی ایرانی" یعنی ارتجاع، نژادپرستی و تضمین نمودن تکه پارچه شدن ایران. امروز مجادله برای ایرانی دمکراتیک و فدرال که در آن هویت ملی همه گروههای ملی اعم از ملتها و اقلیتهای ملی به رسمیت شناخته شده و همه از حقوق متساوی سیاسی، اداری، اقتصادی، زبانی و فرهنگی، نظامی و ... برخوردارند مصداق مبارزه تمدن با بربریت، دمکراسی با فاشیسم، حقوق بشر با نژادپرستی آریایی و شونیسم فارسی دولتی، استقلال با استعمار فارسی، آزادی و عدالت با اسارت و تبعیض در ایران است.
گفتمان ملل ایرانی و طالبین حل دمکراتیک مساله ملی در ایران
فارسزبانان ایران و ادبیات سیاسی فارس نوعا از مسائل مربوط به چند فرهنگی، حقوق ملی و زبانی و عموما مفاهیم اساسی مدرنیته، دمکراسی و حقوق بشر معاصر بسیار بدور مانده اند. بنیان نظری مقالات و بررسیهای نخبگان فرهنگی و سیاسی فارس، علی رغم عضویت چهار ملت ایرانی در سازمان ملل بدون دولت، هنوز بر پیشفرضهای موهوم و نادرستی مانند "هویت ملی ایرانی"، "ملت ایران"، "زبان مشترک و ملی فارسی"، خلط کردن و جایگزینی "مساله ملل ایرانی" با مساله "اقلیتهای ملی" این کشور حتی با "مساله اقلیتهای قومی"٬ به میان کشیدن بحث "خودگردانی" مربوط به قرن ١٩ به جای "فدرالیسم" قرن ٬٢١ مدل نشان دادن کشورهای یونیتار دارای اقلتیهای ملی مانند اسپانیا و فرانسه بجای کشورهای فدرال چند ملتی مانند هندوستان و سویس برای ایران٬ و ..... قرار دارد. در این گفتمان غیردمکراتیک و ترمینولوژی ضد علمی، مفاهیم "کشور"، "ملت" و "دولت" به راحتی و دلبخواهانه و البته به نادرستی همواره به جای یکدیگر و نیز به جای "دولت-ملت" به کار میروند. در مورد مفاهیم "ایران" و "هویت ایرانی" و "تاریخ ایران" و ... و "فارس" و "هویت فارسی" و "تاریخ فارسێ" و.... نیز وضعیت مشابهی حاکم است.
تا زمانیکه به مسائل ایران و جهان با اساس گرفتن این ترمینولوژی و مفاهیم خیالی، جهان بینی اسیر در چنبره قومیتگرائی افراطی فارسی، تاکتیکها و گفتمانهای دولتی و نژادپرستانه و دیدگاههای مخدوش و پیشداورانه ادبیات سیاسی فارسی نگاه شود، نمیتوان مسائل واقعی ایران را درک نمود و با سنت و روش سیاسی مرسوم سفسطه و مغلطه در میان روشنفکران فارس نمیتوان با دنیای معاصر همگام گردید، چاره ای انسانی و دمکراتیک برای حل این مسائل اندیشید و به عمل رسانید.












































